گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

17  شهریور 1357 ( جمعه سیاه )
روز 17 شهریور 57 یکی از روزهای به یاد ماندنی انقلاب اسلامی و نقطة عطفی در تاریخ مبارزات اسلامی مردم ایران است. در چنین روزی در تهران و 11 شهر دیگر ایران از طرف رژیم، حکومت نظامی برقرار شد که متعاقب آن درگیری هایی بین مردم و مأموران رژیم، صورت گرفت و منجر به شهید شدن تعداد زیادی از مردم و زخمی و دستگیر شدن عده ای دیگر شد.
در این روز، آران و بیدگل نیز شاهد تظاهرات عظیم و گسترده ای بود که از ساعت یک و نیم بعدازظهر از صحن مطهر امامزاده محمد هلال(ع) آغاز شده بود. تظاهرات مردم به صورت آرام و گاهی با شعار مرگ بر شاه ادامه داشت که ناگهان مردم خود را در برابر خودروهای ارتشی که از کاشان نیز تقویت شده بودند، دیدند. در این هنگام خیابان محمد هلال بن علی(ع) اوج درگیری مردم آران و بیدگل با نیروهای مسلح رژیم بود.
مردم که با نیروهای رژیم روبرو شدند، بهتر آن دیدند که در کوچه های منتهی به خیابان و پشت بامها سنگربندی کنند و با مزدوران درگیر شوند.
مردم، با پرتاب سنگ و مزدوران و سربازان نیز با شلیک گلوله، با هم درگیر شدند. ناگهان خبر شهادت جواد عبداللهی و لوله ایی در شهر انداخت و باعث شد درگیری ها شدت بیشتری بگیرد. این درگیری تا نزدیکی غروب ادامه داشت. هنگامی که مزدوران قصد برگشتن به کاشان را داشتند، در محله دروازه بیدگل به جمعیت تظاهرات کننده بر می خورند و در آنجا نیز اقدام به تیر اندازی می کنند و در نتیجه علی خدمتی به شهادت می ر سد. بنابه گفته فرماندة ژاندارمری،

در این روز بیش از 400 تیر فشنگ شلیک شد و در جریان تیراندازی ها 2 نفر ( شهیدان جواد عبداللهی و علی خدمتی ) و بیش از 20 نفر مجروح و عده ای نیز دستگیر می شوند. گفتنی است که چند تن از مزدوران نیز با ضربات سنگ مردم از پای در آمدند و با سرو صورت و پاهای شکسته به صورت افتضاح آمیزی مجبور به ترک صحنة درگیری ها می شوند.
لازم به ذکر است که پس از شهادت برادر عزیز جواد عبداللهی، به پاس احترام خون این شهید و برادر عزیزش شهید علی عبداللهی، جمعیت تظاهرات کننده هر روز از جلو منزل این شهیدان بزرگوار طی مسیر می کردند و بدین ترتیب با شهدا پیمان وفاداری می بستند و تا پیروزی انقلاب از پای ننشستند.
در کتاب تاریخ انقلاب اسلامی در کاشان از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این رابطه با این واقعه می نویسد:
در این روز، در آران و بیدگل نیز تظاهراتی در خیابان محمد هلال، با آتش زدن لاستیک و یک دستگاه ماشین انجام شد و مردم شعارهایی علیه رژیم سر دادند، که مأموران ژاندارمری به آنان حمله کردند. مردم نیز برای مقابله، با سنگ و آجر به مأموران حمله کردند که در نتیجه، عده ای از مأموران مصدوم شدند و عقب نشینی کردند. مأموران نیز با شلیک تیر به سوی مردم چند نفر از برادران مبارز را نیز زخمی کردند و به بیمارستان ( بیمارستان کاشان ) انتقال یافتند، که دو نفر از مجروحین به نام های محمد رضاعبداللهی و علی خدمتی، فرزند ذوالفقار در بیمارستان به


شهادت رسیدند، و یک نفر دیگر به نام نصرالله اکبر زاده مجروح و در بیمارستان بستری گردید.در این حادثه، تعدادی از برادران دستگیر و به پاسگاه منتقل شدند.
یکی از دستگیر شدگان مصطفی رضایی آرانی فرزند مرتضی، 35 ساله بوده است. دیگر دستگیر شدگان، عبارت بودند از: نعمت الله هوشمند فرزند عباسعلی 18 ساله؛ عزت الله هوشمند، فرزند علی اکبر 19 ساله، ابوالفضل ... فرزند حسن 19 ساله، رمضانعلی صنعتی فرزند حسین دیپلم، مسلم عبداللهی فرزند علـی 52 سالـه، پـدر شهیـد محمد رضا عبداللهی بوده اند. برادر شهید عبداللهی ( علی عبداللهی ) موقعی که قصد داشت در قم یک تانک ارتش را آتش بزند، به شهادت رسید و یک برادر دیگرش به نام علی محمد در کاشان در تظاهرات دستگیر شد. قابل ذکر است در این درگیری هفت نفر از مأموران نیز زخمی شدند.
یکی از شاهدان عینی و از شرکت کنندگان فعال راهپیمایی و تظاهرات آقای اصغر مشرقیان در مورد واقعه 17 شهریور می گوید:
ساعت 5/3 بعدازظهر تظاهرات شروع شد و از همه محله های آران ( دهنو ) سر محله، چهار سوق، بازار، قاضی و ... مردم به طرف امام زاده محمد هلال ابن علی(ع) حرکت کردند.
شوری در مردم ایجاد شده بود. اخبار تهران و کشتار مردم بی گناه در میدان ژاله به صورت پراکنده به اطلاع مردم رسیده بود.
بعد از واقعه سنگ باران پاسگاه ژاندارمری در چند روز قبل ( 1357//6/11 ) توسط انقلابیون به شدت مأمورین پاسگاه از نظر نیرو تقویت شده بود

مردم با شجاعت تمام شعار مرگ بر شاه را تکرار می کردند که مأموران پاسگاه ژاندارمری جهت خاموش کردن اعتراض ها به خیابان محمد هلال یورش بردند.
مردم با شجاعت تمام با سنگ به مأموران حمله کردند صحنه برخورد شدید در حوالی مسجد قاضی آران ( حد وسط خیابان محمد هلال ) بود: عده ای از مبارزین در بالای پشت بام مسجد قاضی سنگر گرفته و به محض نزدیک شدن مأمورین رژیم آنها را سنگ باران می کردند.
در ساعت 16 در حوالی مسجد قاضی شلیک شد.
من و عده ای دیگر فریاد می زدیم که فشنگ ها اصلی نبودن و تیراندازی هوایی است ولی مردم متفرق شدن و در گذرگاه ها موضع گرفته و مأمورین ما را تعقیب کردند که من بالای پشت بام خانه ای که درب آن باز بود رفته و عده ای را دیدم که مشغول پرتاب سنگ به مأمورین بودند و من نیز برای آنها سنگ پرتاب می آوردم.
حالا دیگر از همه جا صدای تیر می آمد و مأمورین دیوانه وار از هر طرف شلیک می کردند و دود فضای شهر را گرفته بود. عصر غریبی بود حالا مردم به بالای بام ها رفته و با سردادن شعار مرگ بر شاه نظاره گر صحنه درگیری در خیابان بودند.
جواد عبداللهی از دوستان صمیمی من با شنیدن صدای تیراندازی کفش به دست، پا برهنه و دوان دوان به خیابان آمد و چون مردم متفرق شدند مأموران توان پیشروی پیدا کرده و از روی خشم مستقیماً مردم را نشانه روی می کردند و تیراندازی می نمودند.


جواد ناگهان به وسیله تیر مستقیم در حوالی میدان کوچک ( خیابان محمد هلال ابن علی(ع) ) مجروح و نهایتاً شهید شد.
پیکر مطهر و نیمه جان او را توسط مردم به خانه آن شهید می آوردند و چون خون زیادی از او رفته بود از طریق جاده نوش آباد که خراب و ناهموار بود به بیمارستان متینی کاشان منتقل و ایشان به شهادت می رسد. ساواک جنازه او را گرفته و تحویل نمی داد. شب هنگام پدر شهید و چند تن از افراد مُسن فامیل با سپردن تعهد کتبی جنازه را تحویل گرفته و بسیار غریبانه تشییع و تدفین کردند.

 

 

 

 

 

 

تاریخ ارسال: 1397/6/19
تعداد بازدید: 23

ارسال نظر


مطالب مرتبط

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع