گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

عین الله نیکوفرد آرانی

حسین

پاسدار

1339/01/01

آران و بیدگل

1361/02/17

فکه

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

عين ‏اللّه در 1339/1/1 در خانواده‏ اى  مذهبى و متديّن در آران متولّد شد . وى با برخوردارى از چنين خانواده‏ اى  خصوصا از ناحيه پدر توانست محيط خوبى براى رشد و تعالى بيابد و كم‏تر شبى بود كه نماز شب نخوانداوّلين حركت انقلابى او قبل از پيروزى انقلاب اسلامى در زمان تحصيلش دردبيرستان امام خمينى كاشان بود كه با همكارى چند نفر از دوستانش توزيع پاكت‏هاى حاوى پيام‏هاى امام  خمینی  (قدس سره )در ميز دانش ‏آموزان را انجام دادند .
 
اوايل انقلاب با يك ضبط صوت و چند نفر راهى قم مى‏شد تا از سخنرانى‏هاى انقلابى كه در سال 1356 در مجالس ترحيم شهيد مصطفى خمينى ايراد مى‏شد ،ضبط كند و به آران و كاشان بياورد .
در طول انقلاب اسلامى شب‏ها براى پخش اعلاميّه و عكس و نوارهاى حضرت امام بسيار فعّاليت مى‏كرد . شايد هنوز بسيارى از مردم نمى‏دانند چه كسى اعلاميّه‏ هاى حضرت امام و عكس‏هاى او را در مغازه‏ها و منازلشان مى‏انداخت .
 
پس از پيروزى انقلاب ، فعّاليت خود را با عضويّت در سپاه توسعه داد . مدّتى در سپاه بود كه با توجّه به سخن حضرت امام براى سازندگى كشور با چند نفر ازرفقايش به كار كشاورزى پرداخت و در اين رابطه با عقيده‏اى راسخ فعّاليت چشمگيرى مى‏كرد كه زبانزد كشاورزان شده بود .
با شروع جنگ تحميلى وارد بسيج شد و از آن طريق به جبهه آبادان اعزام و درواحد توپخانه مشغول شد .

هنگامى كه در كنارش؛ دوستان عزيزش شهيد مى‏شدند ، مى‏گفت : من هنوز لياقت شهادت پيدا نكرده‏ ام ، بايد حاضر شوم تا لياقت پيدا كنم . بالاخره روزى با آتش گرفتن خرج خمپاره‏اى ، صورتش مى‏سوزد و به بيمارستان اعزام و پس از بهبودى در شهرستان مسئوليّت بسيج را بعهده مى‏گيرد .
در اين زمان بود كه فعّاليت گسترده خود را در زمينه آموزش نيروهاى بسيج ،حفاظت منطقه و مبارزه با عوامل فساد ، قاچاق و ضدّانقلاب شروع كرد او در برخوردهايش قاطعيّت و صراحت داشت و در راه هدفش از هيچ گلايه وتهديدى نمى‏ هراسيد و معتقد به پياده كردن اهداف مقدّس امام بود .
پس از مدّتى فعّاليت در بسيج ، به سپاه مريوان اعزام و مشغول خدمت شد . اودر عمليّات محمّد رسول الله صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله  در مريوان شركت كرد و سپس به مرخصى آمد. ولى دلش آرام و قرار نداشت ؛ خصوصا وقتى كه در تشييع جنازه شهداى جنگ تحميلى شركت مى‏كرد ، دلش بيش‏تر شور مى‏زد و گويا گمشده‏ اى داشت . او بر آن شد تا مجدّدا در جبهه‏ ها شركت كند ، لذا  پس از اعلام عملیات بیت المقدس از غرب به جنوب می آید در عمليّات بيت ‏المقدّس شركت كرد و سرانجام در منطقه فكّه و در مرحله دوم عمليّات بيت ‏المقدّس به ‏عنوان  فرمانده يك گروه ، درحال پيشروى هدف تير دشمنان اسلام قرار گرفت وبه شهادت رسيد .
 

روحش شاد ، يادش گرامى و راهش مستدام باد



 عینی! دانشگاه قبول شدی! 
 
اسمش عین ا... بود ولی دوستانش صداش میکردند«عینی».
 یک کفش کتانی داشت. از او میپرسیدم: چرا مثل بقیه جوونا کفش نمی‌خری؟ می‌گفت:
_مادر! این کفش دو تا خوبی داره: یکی این که در دل شب که میخوام برم اعلامیه‌های آیت ا... خمینی را پخش کنم، مزاحم خواب و آرامش شما نمیشم و دیگه این که اگه مأموران شاه تعقیبم کردند، با کتانی بهتر میتونم فرار کنم.
خبر شهادتش رو برای ما آورده بودند ولی هنوز به کسی نگفته بودیم.
دوستش اومد در خونه، با خوشحالی گفت: عینی! عینی دانشگاه قبول شدی! باید شیرینی بدی!
گفتم: عینی قبلا یه دانشگاه دیگه قبول شد، رفت اون جا...عینی شهید شد...



فاطمه رمضانی مقدم / به نقل از مادر شهید عین الله نیکوفرد آرانی

منتشر شده در: روزنامه ی قدس خراسان

تاریخ انتشار مطلب: 1391/9/20


 

 

 

  •  عین الله  نیکوفرد آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع