گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

عبداله مهمان نواز

نعمت اله

پاسدار

1334/04/01

1362/07/27

پنجوین

گلزار شهدای امام زاده محمّد (ع) نوش آباد

عبدالله مهمان نواز 1334/4/1 در خانواده­ای مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی را در دامان پر مهر مادری سیده و مأنوس با قرآن گذراند و روح او با عقاید حق و قرآن و اهل بیت(ع) پرورش پیدا کرد. اما به خاطر نبود امکانات و توانایی مادی موفق به درس خواندن نشدو به همراه پدر راهی کویرهای شمال نوش آباد شد و کار کشاورزی را شروع کرد.

در پانزده سالگی با پول توجیبی و دستمزدهایی که از کار بدست می­آورد به کلاس­های اکابر رفت و سرانجام موفق شد که مراحل ابتدایی را در 1353 طی کند او در هیجده سالگی ازدواج کرد و ثمرۀ این ازدواج سه فرزند بود. یک دختر و 2 پسر، عبدالله همیشه با آقای سادات الحسینی (آقا بصیر) مأنوس بود و به همین علت بود که با انقلاب و امام آشنا شد و از سال 56 رسماً وارد صحنه مبارزه شد.

در سال 59 هم زمان با شروع جنگ در جبهه ­های مختلف غرب و جنوب حضور داشت.و در سال 1361 به عضويت سپاه پاسداران درآمد

منطقه­ های گیلان غرب، مریوان، پاوه، کامیاران، آبادان، شلمچه، اهواز، دزفول و نهایتاً پنجوین مکان­هایی است که گام­های او را درک کرده است.

عبدالله در عملیات­های بیت المقدس، رمضان، والفجر 1 و والفجر 4 شرکت کرد.

روح پر تلاطم و پر هیجان عبدالله همواره در جوش و خروش بود. موجی بود که آرامش نداشت و نهایتاً در آبان 1362 در عملیات والفجر 4 منطقه مریوان و نزدیک شهر پنجوین عراق روی تپه ­های نزدیک شهر به شهادت رسید.

     روحش شاد و راهش مستدام و پر رهرو باد

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعت 12 شب 18/ 12 /1366

اینجانب عبداله مهمان‌نواز فرزند نعمت‌اله شماره شناسنامه 14 صادره از نوش‌آباد وصیت به پدر مهربان و مادر عزیز که مدت 26 سال زحمات فراوانی دربارۀ من کشیده‌اید و من نتوانستم ذره‌ای از زحمات شما را جبران کنم پدر و مادر مهربانم حال که جنگی را که کافران به اسلام تحمیل کرده‌اند من که یک مسلمان هستم وظیفۀ شرعی خود دانستم که در جنگ حق علیه باطل شرکت کنم. پس از 2 ماه و چند روز که در جبهه بودیم امشب به ما گفته‌اند که در یکی از جبهه‌ها دشمن به ما حمله کرده است و ما آماده رفتن به جبهه حق علیه باطل هستیم در این ضدحمله اگر سعادتی داشته باشم که قطرۀ خونم در راه حق ریخته شود از شما پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم و همسرم می‌خواهم که برای من حتی یک قطره اشک نریزید و فقط راه مرا دنبال کنید که می‌کنید و از امام دست برندارید که برنمی‌دارید و از همسر عزیز و مهربانم که مدت 8 سال است که در خانه من آمده می‌خواهم تربیت و اخلاق اسلامی به فرزندانم بیاموزد که این ها روزی جوان خواهند شد. باید برای اسلام عزیز کار بکنند. باری همسرم اگر تو شوهرت را از دست بدهی ناراحت مباش چون تو هم پیش خداوند اجری خواهی داشت.

و از مردم شهیدپرور ایران می‌خواهم  که دست از اسلام و امام برندارند که اگر دست از امام بردارند مثل آن‌ها که دست از علی(ع) برداشتند و با معاویه بیعت کردند و در دنیا ذلیل شدند و در آخرت هم در قعر جهنم می‌سوزند.

همسرم این خانه که در آن زندگی می‌کنید خمس و سهم امام آن را ندادیم و اگر من کشته شدم باید شما خمس و سهم امام آن را بدهی که این یک بدهکاری من هست و مقدار 500 تومان شهید حسین حمادی از من می‌خواهد و مقدار 900 تومان حاجی عمرانی هم می‌خواهد و مقدار 1400 تومان صندوق قدس می‌خواهد و دیگر هم اگر کسی می‌خواهد من نمی‌دانم.

دیگر عرضی ندارم ان‌شاءالله موفق باشید و خداحافظ شما

الله آفریدگارم

اسلام مکتبم دینم

محمد(ص) پیغمبرم

قرآن کتابم

علی(ع) امام

حسین(ع) الگویم

خمینی رهبرم

جهاد وظیفه‌ام

و شهادت افتخارم

امضا

عبداله مهمان‌نواز

 

  •  عبداله مهمان نواز

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع