گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

جواد مرغابی بیدگلی

ماشااله

بسیجی

1345/01/01

1361/04/23

پاسگاه زید

امامزاده اسماعیل بیدگل

محمّدجواد مرغابی(معيني‌نژاد) در تاريخ 1345/1/1 در خانواده‌اي مستضعف و در عین‌ حال مذهبي متولد شد. او در دامان مادرش با عشق اباعبدالله الحسين(ع) رشد كرد و این‌چنین لحظه‌لحظه‌های زندگي او با محبت اهل‌بیت(ع) عجین شد.

پس از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، هرچند پدرش با اعزام او موافق نبود ولي با اصرار و پافشاری، رضايت پدرش را جلب کرد. او اولين بار در سال 1360 پس از گذراندن دوره­ ی‌ آموزش نظامي بسيج به جبهه‌هاي نبرد اعزام شد.

محمّدجواد هنگام خداحافظي به والدينش گفت: اگر من شهيد شدم برايم گريه نكنيد تا غم و غصه­ ی شما باعث شادي دشمن نشود. او به جبهه‌هاي نبرد رفت و به عنوان آرپی‌جی‌زن در عمليّات‌هاي بیت‌المقدّس و رمضان شركت كرد. محمّدجواد که از كودكي آثار برجستگي در او مشهود بود، در نهايت براي هميشه، برازندگي شهادت در راه خدا را براي خود تثبيت كرد و در تاریخ 1361/4/23 به معبود خود شتافت.                           

بسم الله الرحمن الرحیم

اکرم الموت القتل. با ارزش ترین مرگ آن است که در راه خدا باشد.

خدا هیچ چیز را بیهوده نمی آفریند بلکه این دنیای فانی هیچ به درد آخرت نمی خورد.

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند

به نام خدا با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران که با مشت های گره کرده جهان را به لرزه درآورده است و سلام و درود به ملت شهیدپرور ایران که با خون شان درخت جمهوری اسلامی را آبیاری کردند و درود و سلام بر شهیدان راه حق که راه راست را انتخاب کردند وصیت نامه خود را آغاز می کنم.

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اول سلام بر پدر و مادرم که چنین فرزندی بزرگ کرده و تحویل جامعه دادند امیدوارم که پدر ومادرم توانسته باشند فرزندی را هدیه اسلام کنند و امیدوارم که هیچ ناراحت من نباشید و برای من هیچ گریه نکنید که این گریه باعث شادی دشمن می شود.

پدر و مادرم؛ هر وقت که احساس ناراحتی کردید مشت های خود را گره کنید و بگویید مرگ بر آمریکا و مرگ بر تمام ابرقدرت های جهانی.حالا که بین اسلام و کفر جنگ درگرفته است این جانب جواد مرغابی طبق وظیفه شرعی خودم می خواهم در این جنگ تحمیلی عراق علیه ایران جان ناقابلم را هدیه اسلام کنم.

ای خدا ؛ ای کاش صد جان می داشتم و صد جان در راه او می دادم  ناراحتی من از این است که یک جان دارم.

وقتی معلم بزرگ شهادت امام حسین (ع) در روز عاشورا فریاد می زند که آیا کسی هست که مرا یاری کند ؛ می دانست که از آن قوم کسی به کمک او نمی شتابد .پس امام این سخن را برای نسل حاضر گفته است ما می رویم امام حسین و دین او را زنده کنیم شاید خون ما مقدار آبی باشد بر نهال محمدی (ص). اسلام دینی است که به وسیله صدام یزیدها و طاغوتیان از بین نمی رود و در قرآن آمده است که ما مستضعفین را وارث زمین خواهیم کرد ما هم تا آخرین قطره خون خود در برابر صدام و تمام حامیان کفر خواهیم ایستاد و امام خمینی رهبر مستضعفین روی زمین را یاری خواهیم کرد.

وصیتی که با دوستان و آشنایان دارم این است که مبادا کار بدی از شما سر بزند که قلب امام را ناراحت کند و در آخر از تمام دوستان وآشنایان و هر کس که خدای نکرده از من بدی دیده است مرا حلال کند و همچنین عفو.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  •  جواد مرغابی بیدگلی
  •  جواد مرغابی بیدگلی
  •  جواد مرغابی بیدگلی
  •  جواد مرغابی بیدگلی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع