گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

رحمت اله مائلیان نوش آبادی

محمد

بسیجی

کارگر

1333/11/01

1361/05/07

کوشک

گلزار شهدای امام زاده محمّد (ع) نوش آباد

رحمت اله مایليان در تاريخ 1333/11/1 در يك خانواده كشاورز به دنيا آمد و دوران كودكي اش را با زحمت طاقت فرساي پدر در كار كشاورزي و مادرش در قاليبافي پشت سرگذاشت . 

او وقتي به سنّ رشد رسيد ، به واسطة شرايط آن روز و نياز به كمك در كار كشاورزي ، به همراه پدرش به كشاورزي مشغول شد و از تحصيل نيز محروم ماند و به همين منوال زندگي را گذراند.

در دوران نوجواني و جواني به كار در كوره آجر پزي مشغول بود. از آن جا كه در سنين كودكي و نوجواني موفّق به تحصيل نشده بود ، بعد از پيروزي انقلاب اسلامی و تشكيل نهضت سوادآموزي ، روزها را به كار مشغول بود و شب‌ها در سر كلاس نهضت حاضر مي‌شد و تا كلاس پنجم به تحصيل ادامه داد.

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي شهيد به همراه چند تن از دوستانش و از جمله شهيد ماشاءالله راحمي در راهپيمايي‌ و تظاهراتي كه در نوش‌آباد شكل مي‌گرفت ، شركت مي‌كرد.

او همچنين به همراه شهيد راحمي در فعّالیّت های فرهنگی روستا شركت
می نمود . و در 12 بهمن 1357 نیز که مصادف با ورود حضرت امام خميني بود ،  او به همراه چند تن از دوستان نزديكش در مراسم استقبال از امام در تهران حاضر شد.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامی نيز در فعّاليّت‌هاي عام المنفعه نظير مدرسه سازي و ... شركت مي کرد و يا شبانه جهت كمك  به ديگران مي‌رفت و با آغاز جنگ نيز به واسطة احساس وظيفه‌اي كه مي‌كرد ، در دفاع مقدّس حاضر ‌شد.

با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، شهيد از آن جا كه در آن ايّام در كوره آجر پزي شهيد عبّاسعلي ميرزاجاني مشغول به كار بود ، به همراه ايشان به منطقه غرب كشور یعنی ايلام اعزام شدند كه دو ماه طول كشيد و در اين مدّت فقط يك بار به مرخصي آمد.

مدّتي نیز جهت شركت در عمليات فتح المبين كه در ايام عيد سال 1361 به وقوع پيوست، حاضر شد و بالاخره در آخرين اعزام در 27 رمضان سال 1361 بعد از شركت در مراسم تشييع جنازه شهيد ابراهيمي به خانه آمد و ساكش را برداشت و عازم جبهه شد و در عمليات رمضان حاضر شد.

شهيد در مرحله سوّم عمليات رمضان و در منطقه كوشك و در تاريخ 1361/5/7 در حالي كه همراه با ستوني از رزمندگان ، مشغول پيشروي بود ، در اثر اصابت گلوله خمپاره در نزديكي ستون و اصابت تركش خمپاره به پشت سرش به شهادت رسيد.

 

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

بسم اللّه الرحمن الرحیم

« والّذین آمنوو هاجروا فی سبیل اللّه  بموالهم و
انفسهم اعظم درجه عنداللّه و اولئک هم الفائزون » 

قرآن کریم

 

آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا با مال ها و
جان های خود بزرگ تر است نزد خدا درجه آنان و آنان رستگارند .

- آری ! آنان که واقعاً ایمان آوردند هجرت و جهاد می کنند و از جان و مال خود می گذرند ، درجه آنان نزد خدا والا می باشد و آنانند رستگاران ، بله آنان که جهاد کردند و در راه خدا کشته شدند درجه شان والاست و مزد جهاد شهادت است که چه درجه رفیعی است . به یاد خدا وصیّت نامه خودم را شروع می کنم ، امّا این لیاقت را در خودم نمی بینم که بتوانم شهید بشوم ، امّا چون داشتن وصیّت نامه یک تکلیف است آن می نویسم ، إن شاء اللّه خدا با لطف و کرامت بیکران خود به ما لیاقت شهید شدن را عطا کند .

- آری ! تا به حال می گفتم ای کاش ما هم در کربلا می بودیم و ندای « هل من ناصر ینصرنی » حسین (ع) را لبیک می گفتیم و حال خدای را شکر می گذارم که مرا در این زمان آفرید تا ندای رهبرم را که حسین گونه و از تبار حسین (ع)
است را لبیک گویم و به یاری اسلام عزیز بشتابم ، آری برادران ! خمینی از تبار
حسین (ع) است و راه سرخ حسین (ع) را ادامه می دهد .

- وصیّت من به دوستان و برادران ! این است که از اماممان پیروی کنند که پیروی از قرآن و پیامبر (ص) است و به شما توصیّه می کنم که او را تنها نگذارید که او نائب امام زمان (عج) است .

- وصیّت من به پدر و مادر و خواهرانم ! این است که ای پدرم ! اگر سال ها تا نام حسین (ع) را شنیدی به گریه افتادی و حال موقع آن رسیده که در راه اسلام از هر چیزی داری درگذری حتّی فرزندان خود و حال موقع آن است که اگر فرزندی دادی خوشحال باشی که حسین (ع) تمام یارانش را در راه اسلام فدا کرد و شجاعانه در برابر ظلم و ستم جائرین ایستاد ، خداوند به تو صبر و اجر عطا فرماید تا بتوانی در برابر مشکلات صبر پیشه کنی و هیچ گونه ضعف و سستی نشان ندهی و نمی خواهم که بر شهادت من گریه کنی که شاید دشمنان از گریه تو شاد شوند ، پس با خوشحالی برخورد کن تا چشم دشمنان کور گردد .

- ای مادر و خواهرانم ! شما هم به جای این که بنشینید و گریه کنید بروید و چون زینب (س) پیام خون شهیدان را به مردم ابلاغ کنید .

- وصیّت من به همسرم ! نیز این است که پس از شهادت من صبر و بردباری پیشه کند و سعی کند که فرزندانم را طوری تربیت کند که بتواند راه مرا ادامه دهند و در پایان بدین وسیله از تمام کسانی که به هر نحوی در رابطه با من بوده اند می خواهم که اگر به هر طریقی از من ناراحتی دیده اند مرا ببخشند و از خداوند غفّار برای گناهانم طلب آمرزش می کنم من به عنوان جهاد عازم جبهه گشتم تا هرچه که در توان دارم حتّی جانم را نیز در راه خدا نثار نمایم به این امید که روزی فرا خواهد رسید که امام زمان (عج) این منجی بشریّت بالاخره ظهور خواهد کرد و انتقام خون شهیدان را از کلیه ستمگران و کافران خواهد گرفت .

- وصیّت من این است که این شعار را همیشه در هر مجلس بخوانید .

- خدایا ، خدایا ! تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار .

والسّلام

 

  •  رحمت اله مائلیان نوش آبادی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع