گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

حسین قاسمی آرانی

ولی اله

بسیجی

تعمیرکار

1339/01/01

1361/05/30

رود کارون دارخوین

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

حسين اوّلين روز فروردين  1336 در آران به دنيا آمد، فقر در زندگي او موجب شد دوران ابتدايي را نا تمام گذارد و به کار قالی بافی بپردازد، علاقه زياد او به امور مكانيكي و الكتريكي موجب شد كه گوشه اي از حياط منزل را به اين امر اختصاص دهد، ولي فقر مالي براي تأمين امكانات مورد نياز براي رشد اين هنر، مانع ادامة كار او شد.

خدمت سربازي را كه به اتمام رساند با ازدواج، زندگي مشترك خود را آغاز كرد كه حاصل آن يك فرزند دختر به‌نام فاطمه است كه از اين شهيد به يادگار مانده است.

علي‌رغم فقر در زندگي؛ سجاياي اخلاقي وي مانند  گذشت ، ايثار و خدمت به مردم زبانزد محله  بود به طوري كه اكثر اوقات تعمير وسايل خانگيِ همسايه ها و دوستان و مردم محله را به‌طور رايگان انجام مي‌داد.

با شروع جنگ تحميلي، براي دفاع از كشورش در مرداد 1361 داوطلبانه عازم ميدان جنگ شد و پس از سازماندهي در لشكر 14 امام حسين(عليه السلام) به عنوان امدادگر، در رودخانه كارون اهواز غرق عشق حق شده و  در  1361/5/30 به لقا الله شتافت.

                                                      روحش شاد و يادش گرامي باد

فرازي از وصّيت نامه ي شهيد حسين قاسمي

آخرين نامه شهيد

اكنون هفت روز است كه در خط مقدم جبهه واقع در شرق شلمچه و شمال پاسگاه زيد عراق هستيم. از نامه اي كه فرستاديد بسيار خوشحال شدم.

همسر عزيزم! اگر به سلامت برگشتم انشاءاله  به زيارت آقا امام رضا(عليه السلام) (مشهد) خواهيم رفت، چون ديگر طلبكاري هم نداريم، هر موقع قالي پايين آمد! ( به اتمام رسيدن بافت قالي و آمادة فروختن آن ) كه نزديك هم مي باشد به پدرم بگو كه فرش را بفروشد و بدهكاري هاي مرا، تا ریال آخر طبق ليستي كه به پدرم سپردم، بدهد. ضمناً هر چه‌قدر خودت دلت مي خواهد از آن پول بردار و بقيه را به پدرم بگو نگهداري كند كه اگر احياناً به سلامت برگشتم به مشهد برويم!

همسرم، مادرم و خواهرم! اگر احياناً همسايه ها گفتند كه براي چه به جبهه رفته؟ بگوييد فقط و فقط به خاطر رضاي خدا و پيشبرد اسلام و اجابت فرمان امام خميني. هيچ طمعي به پول و مال دنيا ندارم، نه اين كه نعمت‌هاي خدا را دوست نداشته باشم، دارم، ولي اسير نشده ام و نيستم

همسرم! همة كارها دست خداست، زندگي و مرگ به دست خداست. اين‌جا فرماندهي به دست آقا امام زمان(عج) است.

همسرم! رزمندگان را دعا كنيد و فرزندم فاطمه را به جاي من ببوسيد. راستي به جوجه ها هم برسيد و مواظبشان باشيد. خيلي دلم مي خواهد دخترم فاطمه را ببينم، نمي دانم موفق مي شوم او را ببينم يا نه؟!

به‌ هرحال هر چه خدا بخواهد آن‌طور خواهد شد، گريزي از تقدير الهي نيست. نمي دانم سرنوشت من چه خواهد شد. من هجرت كردم، خانه و زن و بچه و شهرم را رها كردم و به سوي جبهه براي رضاي خدا شتافتم.

اگر كسي لذت شهادت در راه خدا را حس كند حاضر است هزاران بار كشته شود و دوباره زنده شود و اين لذت را خدا به بندگان خالصش عطا مي كند.  والسّلام

  •  حسین قاسمی آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع