گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

جواد قاسم پورآرانی

میرزامحمد

پاسدار

1340/05/01

1365/10/04

جنوب خرمشهر

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

جواد در سال 1340 در خانواده­ای مذهبی و کشاورز در آران بدنیا آمد و کودکی را در بستر فقر و درد و رنج گذراند. تحصیلات خود را پس از طی دوره­ ی ابتدایی با ورود به حوزه علمیه (سال 1355) ادامه داد و در جریان تحصیل علوم معمولی و متعارف بسنده نکرد و مطالعاتش را در حوزه تفسیر و تاریخ و حدیث و ... توسعه و گسترش بخشید. فعالیت علیه رژیم پهلوی را از ابتدای ورود به حوزه علمیه آغاز کرد و فعالیت علنی خود را در یکی از روزهای سال 1355 با نصب اعلامیه و دست نویس­های حاوی شعرهای سیاسی علیه رژیم بر در و دیوار مدرسه علمیه آیت الله یثربی (ره) کاشان، در حالیکه بقیه طلاب بر سر کلاس­ درس عمومی اخلاق حاضر بودند، به منصه ظهور رساند و به دیگر طلبه­ ها گفت: فعالیت علیه رژیم هم جزء درس اخلاق است، همچنین در این رابطه اعلامیه و رساله امام خمینی را از قم تهیه و بین مردم آران تقسیم می­کرد، که مورد توجه و شناسایی پاسگاه ژاندارمری آران قرار گرفته بود تا اینکه در روز 21 رمضان (1357/6/5) توسط مأموران ژاندارمری دستگیر و مدتی را در آنجام محبوس بود.

با پیروزی انقلاب، شور و هیجان خدمت به نظام نو پای جمهوری اسلامی در او بیشتر شد و در اولین فرصت برای یادگیری فنون نظامی به پادگان آموزشی قم اعزام و پس از پایان دوره نظامی، به حفاظت از بیت امام (ره) و مدرسه فیضیه مشغول شد. با شروع جنگ تحمیلی، شیخ جواد قاسمپور به همراه گروهی از طلاب به یکی از پادگان­های آموزشی تهران اعزام می­شود. ولی به دستور بنی صدر خائن با اعزام آنها به جبهه ممانعت می­شود که شیخ جواد با یکی از افسران ارتش که هم عقیده با بنی صدر بود به بحث و گفتگو می­پردازد که اعتراض او باعث می­شود دیگر طلاب هم با او هم رأی شوند و با نوشتن طوماری به امام (ره) درخواست اعزام به جبهه می­کنند، که امام عزیز با ملاقات آنها و اعزام به جهبه موافقت می­نماید. او در 16 عملیات جبهه شرکت فعال داشت، اولین هجرت او به دیار عاشقان در تاریخ 1359/7/13 از طرف حوزه علمیه به سوسنگرد بود که در عملیات فتح سوسنگرد شرکت نمود، سپس در منطقه هویزه، 1 ایستگاه آبادان، گیلانغرب و سر پل ذهاب، عملیات ثامن الائمه، عملیات مطلع الفجر (مجروح)، فتح المبین (مجروح)، بیت المقدس (فرمانده دسته)، محرم (معاون گروهان، مجروح)، والفجر 1 (معاون گردان، مجروح)، خیبر (جانشین گردان، مجروح)، عملیات بدر (جانشین گردان، مجروح)، عملیات والفجر 8 (جانشین گردان، مجروح) کربلای 3 (جانشین گردان) و بالاخره در عملیات کربلای 4 (1365/10/4) در جزیره ام الرصاص عراق، در حالیکه بعنوان جانشین گردان امام محمد باقر (ع) از لشگر 14 امام حسین (ع) نیروهای بسیجی را هدایت می­نمود، مورد اصابت گلوله تیربار دوشکای بعثیون عراقی قرار گرفت و به آرزوی دیرینه خود رسید. خانواده ایشان بزرگترین خانواده شهید در شهرستان آران و بیدگل است، شهدا (منتسب به سردار شهید حاج شیخ جواد قاسمپور، حسین قاسمپور (برادر شهید)، جواد قاسمپور (پسر عموی شهید)، احمد قندیانی (داماد خانواده شهید)، محسن و مصطفی عربیان (خواهرزاده­های شهید)، عباس و علی اصغر چاقیان (پسر دایی­ های شهید)، مصطفی ملکیان (نوه عموی شهید). یکی از برادارن طلبه می­گوید: از نظر حسن اخلاق در میان طلبه­ها معروف و خیلی خوش صحبت بود. به طلبه­ های مبتدی در همان برخورد اول چنان احترام می­گذاشت که انگار چند سال است با آنها آشنایی دارد و همین امر باعث شده بود که اکثر طلبه ­ها او را می­شناختند و شیفته اخلاق او شده بودند و اگر طلبه­ ای مشکلی داشت به هر وجه ممکن در جهت رفع آن می­کوشید. شیخ جواد خیلی ساده می­پوشید و بی آلایش بود اصلاً ساده زیستی را دوست می­داشت و با همان شهریه مختصر حوزه زندگی خود را می­گذراند، با این وضع دیگران را هم مساعدت می­کرد. در کنار ناراحتی و مشکلات دیگران نمی­توانست بی تفاوت بگذرد و مشکل روحی آنها را با شنیدن دردهای دلشان رفع می­کرد و شکل مادی آنها را اگر در وسع خودش نبود به هر طریق ممکن پیگیری و بر طرف می­کرد طوریکه روز بعد شهادتش در منزل شهدی، مرد مستمند و آبروداری در حالیکه در شهادت حاجی به شدت گریه می­کرد می­گفت: شیخ جواد قرار بود برای منزلم از شهرداری آب تهیه کند که منتظر او بودم. به خاطر ویژگی شایسته اخلاقی او اکثر رزمندگان شهر آرزو می­کردند هر وقت او به جبهه اعزام می­شود همراه او باشند لذا سخنرانی­های او در جمع رزمندگان و در دبیرستان­های شهر باعث هجوم نیروهای بسیجی به جبهه می­شد بطوریکه قبل از عملیات عظیم خیبر، با اینکه شیخ جواد فردی بسیجی بود، فرماندهی سپاه کاشان به مسئول آران می­گوید به این شیخ جواد بگویید یکی دو جا سخنرانی کند تا بتوانیم نیروی بیشتر برای اعزام به جبهه جذب کنیم و مسئولین بسیج هم برای جذب نیروی بیشتر، در تابلوی اطلاعات بسیج نوشته­ ای بدین مضمون نصب می­کنند: «شیخ جواد به جبهه می­رود.»

                                                   روحش شاد و راهش مستدام و پر رهرو باد

 بچه های خوش فکری در بین بچه های جنگ بودند.
 
بارها مباحث سیاسی که مطرح می شد، اگر یکی می گفت حاجی! چرا در فلان موضوع برخوردی نکردی؟
 
اگر حاجی می دید مساله در سطحی است که زیاد نمی شود بازش کرد و تحلیل کرد
 
تکه کلام شهید حاج شیخ جواد قاسم پور این بود که می گفت:
 
عزیزان!
 
ما یک وظیفه داریم
 
ما پا جای پای امام می گذاریم
 
هنوز صدایش در گوش من است... راوی سیدحسین میر معصومی
 
_________________________________________
 
 
همین که مورد اعتماد و وثوق حاج حسین خرازی بود ، کافی بود تا کلی کلاس بگذارد و خودش را بگیرد ، مسئولیت بگیرد و فرماندهی کند . اما شیخ جواد خاکی تر و صادقتر از این حرفها بود . بسیجی ها عاشقش بودند . نرم بود و محکم . خندان بود و جدی . شوخی می کرد و جدی کار می کرد . خلاصه جمع کرده بود در خودش همه صفاتی را که در نگاه اول در تضاد با هم بود . عاشقانه خدمت کرد و عاشقانه به شهادت رسید .
 
ریاست ها و میز و صندلی های جبهه همینطوری بود که در زیر می بینید . اگر غیر از این بود شاید دل کندن از آن دشوار بود و شهادت بی شهادت
 
http://s6.picofile.com/file/8176178426/ghasempor_javad.jpg

حاج شیخ جواد قاسم پور آرانی از روحانیون شهیدی است که در شانزده عملیات مهم از سوسنگرد تا فتح المبین و از بیت المقدس تا والفجر 3و 4 حضور فعال و خستگی ناپذیری داشته است. در اینجا خاطره ای کوتاه از این شهید بزرگوار را با هم می خوانیم:

نوید شاهد: در مرحله دوم عملیات والفجر، گروهان میثم از تیپ 7 ولیعصر که مأموریتش حرکت از پشت جاده اهواز ـ خرمشهر به سوی مرزهای بین المللی بود. مأموریت خود را با موفقیت انجام داد. صبح عملیات، دشمن زبون با آرایش تانک های خود جهت پاتک و پس گرفتن مواضع فتح شده در مقابل ما شروع به مانور و پیشروی به طرف خطوط فتح شده نمود که با رشادت برادران رزمنده، دشمن با تحمل تلفات پا به فرار گذاشت. ظهر همان روز دوباره دشمن با تانک های بیشتر در سر تا سر خط به پاتک دست زد که در محور جناح چپ ما با رخنه در خط پدافندی باعث شد تا گروهان ما (میثم) از جلو و جناح چپ مورد هجوم آتش سنگین و مستقیم دشمن قرار گیرد و تا حدودی در محاصره دشمن واقع شود، به طوری که ارتباط ما با عقب قطع شده بود و فرماندهی گردان، دستور جا به جایی نیروها را دادند. ولی منطقه طوری بود که اگر نیرویی تصمیم می گرفت چند قدمی از سنگرش دور شود، مورد اصابت گلوله قرار می گرفت و حلقه ی محاصره تنگتر می شد و ظاهراً دشمن قصد به اسارت گرفتن ما را داشت. می شنیدم برادری با گفتن سخنان شیرین و جملاتی همراه با مزاح به نیروها روحیه می دهد و میدان جنگ را ـ که امکان دارد تا لحظه ای دیگر همه کشته شویم و یا به اسارت درآییم ـ به بازی گرفته و انگار که در مانوری شرکت کرده است.

صدای دلنشین و جملات شیرین او که همراه با تلاوت آیاتی از قرآن بود مرا خیلی شاد و روحیه استقامت را در من دو چندان می کرد. خیلی تلاش می کردم او را بشناسم که دیدم هر کس صدا می زند شیخ جواد، شیخ جواد… من که بتازگی با او آشنا شده بودم، شیفته ی او شدم و از صحبت های او لذت می بردم. این را می توانم بگویم که وجود این برادر روحانی در جمع رزمندگان گردان، باعث تقویت روحیه و شجاعت و ایثارگری و مقاومت برادران و مانع پیشروی دشمن می شد. در نتیجه دشمن عاجز از پیشروی، حالت تدافعی به خود گرفت که با گذشت زمان و تاریک شدن هوا و با استفاده از هوای غبار آلود و مملو از دود و انفجار از محاصره و تیر مستقیم دشمن نجات پیدا کردم.

همین برخورد و عمل برادرمان ـ حاج شیخ جواد ـ باعث شد برای مرحله بعدی عملیات هر کسی او را به گروهان خود دعوت می کرد، تا در عملیاتی با هم باشند و از آن به بعد برادرمان در هر گروهانی می رفت و یا در هر مکانی پیدا می شد، همه ی بچه ها آرزو داشتند در آن جمع قرار گیرند. به صورتی که موقع اعزام به جبهه اکثر نیروهای رزمنده ی شهرمان سعی می کردند موقعی که حاجی به جبهه می روند، ثبت نام کنند و اعزام شوند. برای نمونه یک روز در واحد بسیج سپاه کاشان روی یک کاغذ ، داخل تابلو اعلانات نوشته شده بود که شیخ جواد به جبهه می رود. این را به جرأت می گویم که حاجی برای اکثر رزمندگان منطقه به عنوان فرمانده و رزمند های آشنا و دلسوز محسوب می شد.

کتاب: سیرت پاسداران نهضت امام خمینی،ص31-32

وصیت‌نامه اینجانب جواد قاسم‌پور (وصیت نامه اول)

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

رَبَّنا اَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبَّتْ اَقدامَنا وَ اَنْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ

فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ی اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

با درود بر رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی صحبت خود را آغاز می‌کنم. خدایا تو را شکر که ما را در زمانی آفریدی که در آن زمان امام و رهبری بر ما عنایت کردی که ما را از تاریکی و فساد به روشنایی و نور و خوشبختی آورد.

خدایا تو می‌دانی که بزرگ‌ترین آرزویی که دارم شهادت در راه تو است آیا روزی می‌شود که من در نزد تو باشم و به لقاءالله بپیوندم نزد خدا بودن چیز بزرگی است و همه کس نمی‌تواند به این سعادت برسد مگر کسانی که از اولیاءالله باشند. خداوند می‌فرماید: وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون.

خدایا تو [را] شکر که ما را از پیروان مکتب تشیع قراردادی که در آن مکتب پیشوایی چون حسین بن علی دارد و در آن مکتب شهادت هست که بزرگ‌ترین افتخار است آیا برای یک فرد شیعه در بستر مرگ مردن ننگ نیست و حیف نیست که شیعه در میدان جنگ جهاد به شهادت نرسد.

اگر کسی بگوید که من اگر در زمان امام حسین می‌بودم و او را یاری می‌کردم می‌تواند در این زمان خود را امتحان کند و امام امت را تنها نگذارد اما ای جامعه اسلامی شما از پای ننشینید و بعد از این‌که ایران که به پیروزی نهایی رسید نوبت بیت‌المقدس و کعبه است که باید آزاد کنید باید بخروشید باید ننگ ظالم را از دنیا بردارید و زمینه را فراهم کنید تا امام زمان(عج) حضور بیاورند و حکومت اسلامی واقعی را تشکیل دهد.

اما ای ابرقدرت‌های جهانی بدانید زمانی که اسلامی ضعیف بود تا دروازه چین پیشرفت کرد و توانست صدای اسلام را به گوش جهان برساند حال که جامعه اسلامی خود یک امت پرتوان و قوی و بیداری است به‌زودی شما را به جهنم خواهد فرستاد.

برادرانم ما می‌توانیم اسلام و جامعه را زمانی به اوج ملکوتی برسانیم که ایمان به الله ایمانی که همراه با یقین و مسلح به الله‌اکبر باشد و با این شعار می‌توانید بر دنیا پیروز بشویم پس زهد و تقوای را پیشه خود کنید و اگر ایمان به خدا داشته باشید ده نفر بر صد نفر می‌تواند پیروز شود.

اما ای جامعه اسلامی قدر خود را بدانید که زمانی به دنیا آمدید که چنین امام و رهبری دارید که چنین جوانانی تربیت نمود و به جامعه تحویل داده است جوانان ما در جبهه معشوق خویش را پیدا کرده و از خدا می‌خواهند که شهادت فی سبیل الله به آنها عنایت کند و تا این روحیه در جوانان ما باشد بدانید که شکست نخواهید خورد و امام می‌فرماید مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد اما ای خدا وقت آن نرسیده که مرا بپذیری خدایا وقت آن نرسید که این گناهکار را بپذیرد آیا وقت آن نرسیده که من فدای تو شوم فدای اسلام شوم خدایا با این‌ همه نعمت‌ها که به من دادی من با چه چیز می‌توانم جبران کنم آیا با خونم خیر اما چیز از خونم بهتر ندارم که در این راه بدهم باز می‌گویم اللهم ارزقنا الشهاده فی سبیل الله و خدایا قبول کن و ما را بپذیر اگر نپذیری به کجا بروم و خدایا تو می‌دانی که اسلام خیلی عزیز است که خون ما قابلیت در راه او لازم دارد و خدایا قابلیت آن را به من بده.

خدایا تو می‌دانی که رضایت دارم که حتی جسم را هم در راه تو بدهم و این جسم هم در راه تو بسوزد که تو مرا بپذیری.

و در خاتمه سفارشی که به امت شهیدپرور دارم این‌ است که امام را تنها نگذارید و تا آخرین قطره خون از امام دفاع کنید.

و ای امت شهیدپرور در آن لحظه که قبر حسین به علی را در برگرفتید به یاد ما شهیدان باشید که ما هم دوست داشتیم کربلا برویم

اما ای پدر و مادر مهربانم و دلسوزم بر خود ببالید که چنین فرزندی را در راه خدا دادید و بدانید که امانت خدا را رد کردید و مادرم من از شما چگونه قدردانی کنم با آن‌ همه زحمات که برای من کشید[ی] اما ای مادرم استوار و مقاوم باش و هیچ‌گونه ناراحت نباش و مرا عفو نمایید و بقیه زندگی خویش را در راهی مصرف نمایید که آخرت روشنی داشته باشید. اما ای خواهرانم فاطمه‌وار و زینب‌گونه باشید و ادامه‌دهنده راه شهدا باشید و امام را تنها نگذارید و حجاب که کوبنده‌ترین مشت بر دهان یاوه‌گویان است حفظ کنید و تو این برادرم ادامه‌دهند[ه] راه شهدا باش و سنگر مرا در جبهه خالی مگذار و تا آخرین قطره خونت از اسلام دفاع کن و با کفر جهانی و نفاق و منافقین مبارزه کن تو در خاتمه از شما فامیل‌ها و دوستان و امت می‌خواهم که روحانیت این بازوی توانای انقلاب و اسلام را تنها نگذارید و اگر این‌ها را تنها بگذارید امام زمان را تنها گذارده‌اید و اگر می‌خواهید بر شهیدان بگریید بر ما نگریید و [بر] سرور شهیدان حسین بن علی بگرییدکه سه روز و شب بدون غسل [و] کفن میان خاک گرم کربلا افتاده بود. اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیل الله و تقبل شهادت فی سبیل له

خدایا امام زمان را ظهورش را نزدیک بفرما.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی تو به جان مهدی خمینی را نگهدار. خدایا بر امام ما طول عمر و بر جامعه ما بیداری و بر خانواده شهدا صبر و بر شهیدان ما رحمت عنایت فرماید.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جواد قاسم‌پور آرانی 

 وصیت نامه دوم سردار شهید حاج شیخ جواد قاسم پور

درود بر ارواح شهدا و با سلام خدمت امام عزیز و بزرگوار امام خمینی روحی فداه

خدمت پدر و مادر و خانواده معظم نظر به موقعیت زمانی چند جمله در ادامه وصیت‌نامه می‌نویسم تا ان‌شاءالله مشکلی در زندگی شما به وجود نیاید.

1. مکان دفن و اختیار با پدر گرامی می‌باشد.

2. به خانواده خودم بر این‌‌که بعد از شهادت این حقیر شما حق این‌که به هیچ‌کس برخورد تند داشته باشید در رابطه با مسائل سیاسی قبلی شهر از همه اجتماع و همه کس می‌باشد من همه را به خدا می‌سپارم و از خدا می‌خواهم که قضاوت خویش را اجرا نماید و در مراسم دفن و تشییع جنازه و مکان ودفن و سخنران و جلسات متفرقه با حاج عمو مشورت نمایید صرفه‌جویی در کل امور انجام شود مقداری نوار و چیزهای دیگر برای دوستان و ادامه‌دهندگان راه شهدا باقی گذاردم که از آن استفاده صحیح گردد پدر، مادر‌، خواهران مصیبت در فراق شهیدان سنگین است اما همه از آن خدا و همه باید بر او توکل نماییم واگر یک روز هم انسان از این دنیا رهایی پیدا کند بهترین چیز خواهد بود و در پایان به عنوان آخرین سخن خدمت دوستان آشنایانم خصوص برادران رزمنده چند جمله خدمت شما بگویم

1. همراه با امام و در کنار او حرکت کنید و از راه مستقیم حرکت کنید و همراهان او را بشناسید و نگذارید وقایع هفتم تیر به‌وجود آید که بعد از رفتن بهشتی رحمه‌الله و همراهان گریه دیگر فایده نخواهد داشت از دولت حمایت کنید چون مورد حمایت امام است.

از فقیه عالیقدر آیت‌الله منتظری حمایت نمایید و به عنوان قائم مقام رهبری حمایت کنید مواظب باشید که دیگر جریان شورای سقیفه صدر اسلام تکرار نگردد.

مواظب باشید که دیگر صلح تحمیلی بر امام علی(ع) و صلح تحمیلی امام حسن(ع) رخ ندهد که دیگر توان مقاومت برای هیچ‌کس نخواهد بود پیروزی نزدیک است و جنگ را تا پیروزی اسلام بر کفر جهانی ادامه دهید بر امت است که همراه با روحانیت در خط امام و دلسوز حرکت  کیند و از فرامین معصومین استفاده نمایید و در این میان جعفرصادق‌(ع) و جفعر کذاب را بشناسید که هر دو فرزندان امام بودند و از روحانیت مبارز در خط امام خمینی حکایت کنید و اگر از آنها کنارگیرید عذاب الهی در انتظار شماست. از ارگان‌ها جوشیده در انقلاب و در خط امام حکایت کنید. از نماز جمعه که خطیب آن در خط امام باشد و مکان وحدت و اتحاد باشد حمایت کنید و حضور فعال داشته باشید بر مسئولین امر است که در خط امام حرکت کنند و فرامین او را به عینیت اجرا نمایید بر مردم است که در افشای افرادی که در خط امام نیستند مقاومت کنید و آن‌ها را به راه راست هدایت کنید.

اما در پایان به مسئولین امر در آران و روحانیت معظم بگویم که این مسائلی که رخ داده از بی‌تفاوتی آن‌ها بوده و ضعف مدیریت آن‌ها بوده و از بهترین افراد اجتماع را از این اجتماع بودن هیچ دلیلی اخراج نموده و اتهاماتی به عنوان منافقین و ضدروحانیت مطرح نمودند حاشا به کرامت و صداقت و ایثار شما شما جای چه کسی نشسته‌اید و این‌گونه قضاوت می‌کنید من بارها گفتم که موارد خویش را ثابت نمایید.

اما بگذار این مظلومیت همراه با شهادت بماند تا تاریخ و امت قضاوت کند آن‌هایی که به‌عنوان پاسدار یا روحانی این‌گونه برخورد نمودند کجا انقلاب را درک نمودند کجا جنگ را فهمیدند جنگ هفت سال است ادامه دارد به رخ مرد می‌کشید که سه ماه جبهه رفتید آن‌هم کجا و کدام مکان. برادران دست از قدرت‌طلبی و هوای نفس بردارید و خود را بسازید اگر مردم از درون این‌گونه مسئولین خویش بشناسند دیگر مجال ماندن نخواهید داشت. آری من از جانب خود که به عنوان یک خدمتگزار در خدمت نیروهای رزمنده جبهه بودم این است که از باصداقت‌ترین افراد و مظلوم‌ترین افراد که ماهی دو هزار تومان با تمام مشکلات می‌سازند و باز در نزد امت شهیدپرور شرمنده هستند.

در پایان از امت شهیدپرور عذرخواهی می‌کنم خصوص از خانواده معظم شهدا مفقودین، اسرا و اگر ما کاری در مقابل خون شهدا انجام نداده عذرخواهیم ما را حلال کنید اما ای خانواده شهدا شما بیدار باشید که حربه دست افرادی که می‌خواهند خودپرستی و قدرت‌طلبی کنند قرار نگیرید امروز حاکمیت قانون و امام است که باید حکم کند و شما به عنوان پیشتازان انقلاب هستید و در آینده شما باید بیدار باشید در پایان از برادران پاسدار انقلاب که حافظ انقلابند رسالت اصلی خویش که جنگ است تا پیروزی ادامه دهند از فرصت‌طلبی برحذر باشند.

از مقام خویش سوءاستفاده نکنید و دنیا ارزشی ندارد متکی به آخرت باشید مسئولین امر و ارگان‌ها با مردم برخورد خوب داشته باشید و کار مردم را راه بیندازید چون این انقلاب از این مردم است و حافظ انقلاب این مردم هستند.

10/ 6/ 65

حاج‌جواد قاسم‌پور

 

وصیت‌نامه شهید حاج جواد قاسم‌پور( وصیت نامه سوم )

 

بسم الله الرحمن الرحیم

1364/2/6

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَّرْصُوصٌ

با درود بر خاتم الانبیا و جانشینان او از علی(ع) تا حضرت مهدی(عج) و با درود خالصانه بر سیدالشهدا ابا عبدالله حسین(ع) چند کلماتی را به عنوان وصیت می‌نویسم:

من حاج جواد قاسم‌پور آرانی با شناختی که از انقلاب اسلامی ایران و رهبری وارسته او امام خمینی داشته حرکت خویش را آغاز کرد، و تا نهایت کار ادامه خواهم داد و از این اسلامی که با خون فاطمه حسن حسین(ع) تاکنون بر جای ماند، حمایت کرد، و حتی جان نافابل را هدیه خواهم کرد.

اما خدایا تو را شکر که ما را هدایت به راه راست نمودی و در این وادی قرار دادی که صراط مستقیم تو در این راه است و به پاس احترام این نعمت تو را شکر می‌کنم و خدایا تو به عظمت کبریا یک و شکوه جلال بی‌نهایت عفو بر جرائم اعمال ما بکش خدایا تو می‌دانی بنده حقیر هیچ‌گونه کاری که ارزش گفتن داشته باشد برایت انجام نداده و حتی در دعای خویش دستم را به سوی تو بلند می‌کنم اما خجالت آن را می‌کشم که چهره خویش را بسوی تو بلند نمایم و تو ای مغلب القلوب ما را به رحمانیت خویش عفو نما.

امت شهیدپرور می‌دانید که انقلاب ما با قدرت قلبی محکم آغاز گردیده و با بانک الله اکبر و ایمانی راسخ اوج خویش را آغاز نموده و دشمنان اسلام وقتی که مشاهده کدند که انقلاب ما در حال اوج گیری می‌باشد جنگ تحمیلی را بر آغاز نموده و به تمام قدرت بر شهر و استانهای حمله کرد و بر هیچ کس رحمی نکرد نه بچه و نه بزرگسالان و نه پیران ما را حتی بر نوامیس ما هم تجاوز نموده و شما امت شهیدپرور شاهد آن بودید که در زمانیکه همه می‌گفتند که کشور کا دیگر پیروز نخواهد شد.؟؟؟؟

من خجالت آن را داشتم مطالبی بنویسم چون من در مقابل برادران شهید خیلی کوچکتر هستم و من از این عزیزان درس می‌آموختم برادرانی که ؟؟؟؟ فرد سنگر آن همچون کعبه است و دست و بازوی آنها را می‌بوسم و بر این بوسه افتخار می‌کنم.

ما را به حرکت در آورد و از آنجا که سازش و تسلیم در عقیده ما وجود داشته و همانطور که حسین(ع) آموزگار شهادت برما آموخت که سازش و تسلیم مقابل یزیدیان وجود ندارد آنچنان بر دشمن یورش برده که آنها راهی جزء تسلیم و کشته شدن نداشتن و آری فرزندان امام این عاشقان با التماس به خداوند در خواست شهادت از او ابن راه را پیمودند و امروز در دنیا سخن از سربازان ایرانی که سربازان اسلام واقعی است سخن بمیان می‌آید اما ای کسانیکه تا کنون به اصالت انقلاب یقین پیدا نکردید باید به ایمان خودتان شک کنید و اعجاز انقلاب بر همه گوران هم مشخص شد و جایی برای شک ؟؟؟؟؟؟؟ وجود ندارد عزیزانی که در شهادت در راه خداوند از یکدیگر سبقت می‌گیرند غیر از اعجاز الهی چیز دیگر می‌تواند باشد و بدانید که بزودی پیروزی نهایی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد.

اما پیام دوم اینکه شماباید هوشیار و آگاهی کامل بدست آورید و مواظب باشید که ما را هم چون صدر اسلام به عقب برنگردانند مواظب باشید به ؟؟؟؟؟؟؟؟ موسی اشعریها در حکمت رهبری قرار نگیرند افرادی را انتخاب کنید که همراه امام و همگام به امام در مصیب‌ها و خشنودی‌ها با امام حرکت کردند. نه از جلو حرکت کرده و نه از عقب خدا نکند که علی‌های زمان ما گوشه بنشید شوراها سقیفه تصمیم بر این خون‌‌های پاک بگیرند بعد از امام می‌توان شخصیت آیت‌الله منتظری را نام برده و انتخاب نمود چون خلاصه‌ای از امام است.

ما ای دوستان و برادران بزرگوارم ای کسانیکه ندای امام خویش را لبیک گفتند. درود خدا بر شما بسیجیان و من افتخاری بس بزرگ از صمیم قلب بر شما داشتم با اینکه من برادری از خانواده نداشتم ولی همه شما برادران بنده بودید.

و از شما عذرخواهم اگر یک موقع در حق شما کوتاهی کرده و شما در حق بنده دعای حقیر نمایید و برادران عزیز همچنان در تمام مکان‌ها در خدمت محرومان باشید و مواظب باشید که با یک اعمال کوچک مردم و جوانان عزیز را با انقلاب مخالف نسازید بلکه شما خدمتگذاران جمهوری اسلامی باشید و مردم را به طرف انقلاب راضی نگهدارید چون انقلاب از آن این ملت است.

برادران بزرگوار خودسازی و تقوا را در خود به وجود آورید چون یک فرد باتقوا و خود ساخته می‌تواند در همه زمان‌ها برای انقلاب مفید واقع ژردد و جهاد  ودفاع را در فرائض اولیه خویش قرار دهید و ننگ و نفرین بر ملتی که مهلت بر دشمن دهد که دشمن بر شهرهای آنها نفوذ نمایید و برجان مال آنها رحمی نکند قبل آنکه دشمن بر ما بتازد باید چاره‌ای جست و زمینه مقابل به مثل را انجام داد.

در نزد خدا قرار گرفته‌ای برادران که خود را ساختند و روح بزرگ شما در جسم کوچک نمی‌توانست مقاومت کند و از قفس کوچک بیرون آمده و پرواز بسوی ملکوت و لقاءالله و اعلاعلیین قرار گرفت دوستانی که از ما سبقت گرفتند و ما بیچارگان را تنها گذاردید فراق شما برای ما بس سنگین بوو و دوری شما را نمی‌توانستیم تحمل کنیم و دنیال گمشدة خویش می‌گشتم.

شهیدان همیشه شاهد تاریخ دیدار را تازه گردانید و ما را به جمع خویش ؟؟؟؟؟؟؟؟ باشید وای برادر بزرگوار و شهید حسین گونه که پیکر پاکت رو سرزمین انقلاب و در راه کربلا مفقود گشت در حق بنده دعا کنید که ما هم در جمع شما قرار گیریم و از لذت شیرین و گوارای شهادت بنوشیم چون آرزوی دیرینه بنده می‌باشد و خجالت آن را می‌کشم که همه دوستان از هم جدا شده و من با مسئولیتی بس سنگین باقی مانده الهی رضی به رضائک.

اما ای پدر و مادر بزرگوار شهیدپرور یقین بر این دارید که باید انسان بمیرد پس بهترین مرگ‌ها را انسان انتخاب نماید معراج انسانی را انتخاب نماید می‌دانم که شهادت فرزند شما حسین و مفقود شدن پیکر پاکش برای شما سخت است و در فراق او می‌سوزید اما باید بدانید که از امتحان خدا پیروز بیرون آیید و صابر باشید و هر موقع ناراحت شدید به گلزار شهیدان بیایید سلام بر قبور مبارک‌شان کنید و ببینید چه خوب آرمیده و از آزمایش الهی قبول بیرون آمدند و حق شما بر بنده زیاد است مرا عفو نمایید و در حق بنده طلب مغفرت کنید و اگر خداوند مقامی بر بنده عطا نمود در قیامت جبران خواهم کرد و مبادا سخنی بگویید که دشمنان شاد گردند آن موقع خدا و رسولش و روح شهدا را ناراحت از خود بگردانید توشه بردارید تا آخرت خویش را آباد نمایید.

اما ای خواهرانم شما با عفت حجاب و دیانت و همگام با انقلاب و به سخنان امام گوش فرا دادن از وظیفه شما می‌باشد که خداوند از شما راضی باشد و ای خواهری که همسرت در عملیات رمضان به دیدار معشوق پیوست. رسالت تو این است که فرزندان او را طوری تربیت کنید ه ادامه راه شهدا و اسلام باشند و می‌دانم مصیبت و دوری شوهر و برادر برای خواهر بس سنگین اما دین حق و اسلام و قرآن از همه این‌ها بالاتر می‌باشد و دفاع واجب است پس صبور باش و زینب‌گونه باش که دشمن با ناراحتی بمیرد و نبیند که شما غیر از سخن حق مطلب دیگری بگویید.

و در پایان خدمت برادران روحانی و بزرگوار و استادان عزیز سلام خالصانه می‌رسانم و ان‌شاءالله در راه امام و همراه با امام تا پیروزی نهایی ثابت‌قدم موفق باشید و بر جوانان انقلابی را با قلبی باز بپذیرند و اختلاف سلیقه که می‌توان با محبت به اتمام رساند با اختلاف و جدایی از همدیگر نباشید که دشمن شاد گردد و امروز اسلام فقاهتی و گریه که خیلی افراد مدعی آن بودند امروز در درون جبهه وجود دارد و جوانان عزیز با ایثار خون از آن حفاظت می‌کنند جوانان عزیز از روحانیت که مشعل‌دار انقلاب و اسلام هستند حمایت کنید و تا پیروزی کامل همراه با امام و همگام با روحانیت در خط امام به پیش بروید که پیروزی نهایی در این راه است و در پایان از امت شهید پرور و خانواده معظم شهدا، مفقودین، اسرا و برادران سپاه، بسیج، می‌خواهیم اگر کوتاهی در حق شما کرده باشیم یا لغزشی انجام داده باشیم ما را عفو نمایید و در حق ما طلب مغفرت نمایید و تا پیروزی نهایی اتحاد و اتفاق خویش را حفظ کنید و مبارزه را ادامه دهید که خداوند با شماست خداوند امام عزیز را تا انقلاب مهدی طول عمر عنایت فرما و امت ما را تا پایان راه ثابت‌قدم بگردان شهدا عزیز با اولیاء خودت محشور گردان.

والسلام حاج جواد قاسم‌پور 21/ 6/ 64

برادرانی که این وصیت‌نامه را مطالعه می‌کنند این حق را دارند که در جملات آن که کم یا زیادی دارد دخالت کنند و صحیح گردانند و یا اشتباهات توشتنی، املائی دارد دخالت نمایند.

6/ 2/ 64

کاشان ، آران، خیابان محمدهلال جنب زیارت  

حاج‌جواد قاسم‌پور

  •  جواد قاسم پورآرانی
  •  جواد قاسم پورآرانی
  •  جواد قاسم پورآرانی
  •  جواد قاسم پورآرانی
  •  جواد قاسم پورآرانی
  •  جواد قاسم پورآرانی
  •  جواد قاسم پورآرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع