گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

غلام علی عبادی نوش آبادی

رضا

پاسدار

1343/01/01

1362/12/11

طلائیه

گلزار شهدای امام زاده محمّد (ع) نوش آباد

غلامعلى سال 1343ش در خانواده‏اى مذهبى در شهر نوش ‏آباد متولّد شد. دوران دبيرستان با جنگ عراق عليه ايران مصادف بود. او كه رفتن به جبهه را با توجّه به فرمان امام قدس‏ سره كه شركت درجنگ را واجب كفايى مى‏دانست، به عضويّت بسيج درآمد. وى پس از دو مرحله اعزام، عضو سپاه‏ پاسداران شد. پس از دو سال حضور مداوم در جبهه‏ هاى نور عليه ظلمت سر انجام در سال 1362ش مفقودالاثر شد و بعد از گذشت ده سال پيكر مطهرّش به شهرش بازگشت و در كنار ديگر هم‏رزمانش به خاك سپرده شد.

 

 

 

روحش شاد، يادش گرامى و راهش مستدام باد.

بسم الله الرحمن الرحیم

و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولكن لا تشعرون.

بقره 152

و آن كسي را كه در راه خدا كشته شده مرده نپداريد بلكه او زنده ابدي است وليكن همه شما اين حقيقت را درك نخواهيد كرد.

با درود و سلام به پيشگاه حضرت حجه‌ ابن الحسن العسكري(عج) اواحنا له الفداء و نايب بر حقش امام خميني مردي از تبار هابيليان كه راهرو جدش امام حسين(ع) مي‌باشد و راهي جز راه جدش نمي‌پيمايد و درود بر رزمندگان اسلام و سلام بر شهيداني كه صادقانه به جبهه‌ها مي‌روند و غريبانه و خالصانه به شهادت مي‌رسند و درخت اسلام را آبياري مي‌كنند و سلام به خانواده‌هاي شهدا و اسرا و معلولين و مردم هميشه در صحنه.

به نام خداي رزمندگان اسلام و به نام خداي شهيداني كه صادقانه از خانه و كاشانه و زن و فرزند دست مي‌كشند و براي رضاي خدا به جبهه‌ها مي‌روند و غريبانه جان مي‌سپارند. به نام خدايي كه حركت و خضوعم و عبادتم و دوري از پدر و مادرم براي رضاي توست.

اينجانب غلامعلي عبادي با ايمان به خداي واحد قدم در اين راه مي‌گذارم و چون با ياد خدا حركت مي‌كنم هيچ نگراني ندارم من نتوانستم اين همه خون‌هاي پاك ريخته را تحمل كنم و خود بدون حركت بر جاي بنشينم و من از جواناني كه در صحنه كربلا به شهادت رسيدند برتر نيستم اين امت حزب‌الله تا آخرين قطره خون خود از اين انقلاب پاسداري كنيد انقلابي كه خون‌بهاي هزاران شهيد و معلول است.

انقلابي كه به رهبري زعيم عاليقدر امام بت‌شكن خميني كبير پيروز شده پس برادرم و خواهرانم بر من و شماست كه تا آخرين نفس با كفار بجنگيم، باشد كه اين كارهاي ما زمينه‌اي براي انقلاب حضرت مهدي(عج) باشد. اينك برادران و خواهران شماييد كه بايستي با تمام قدرت در پشت جبهه در سنگرهاي‌تان، برادران داخل جبهه‌ها را روحيه بخشيد و هميشه يار و ياور امام عزيزمان باشيد و هميشه به فرمان‌هاي امام لبيك بگوييد.

به راستي كه هركس كلام خميني اين امام و ولي و صائن‌نفس و حافظ دين و مخالف هوا و نمونه بزرگان و قهرمان مطبعان درگاه را شناخت كلام خدا و محبت خدا و اولي الله و رسول را شناخته و به راستي كه روح خدا را شناخته است.

سرور سالار شهيدان امام حسين(ع) در ميدان شهادت در روز عاشورا (نداي هل من ناصر ينصرني) را سر داد و اينك ما مي‌گوييم حسين جان در فضاي گرم و خونين ايران‌زمين‌ دست‌ مردانگي مشت كرده و به نداي غريبي و تنهاييت لبيك مي‌گوييم. حسين جان لبيك و اي اسلام و اي پيشتاز و اي رهبر لبيك.

اي امت حزب‌الله وحدت خود را حفظ كنيد و جبهه‌ها را خالي نگذاريد، اي كساني كه مي‌گوييد اي كاش در زمان امام حسين(ع) در پاي ركابش كشته مي‌شديم. شعارها را كنار بگذاريد و به شعارهاي‌تان عمل كنيد و به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان گوش فرا دهيد و اين را بدانيد كه اگر گوش فرا ندهيد در پيش پيامبر اكرم(ص) و شهيدان سر به‌زير خواهيد بود.

پدر و مادرم، بدانيد راه سعادت و خير و بركت شهادت است و اگر راه‌ها به گمراهي و بيراهه مي‌انجاميد. شهادت سعادتي است كه نصيب همه كس‌ نمي‌شود، ‌به هر حال پايان راه همه ما مرگ است، درخت انقلاب اسلامي براي سيراب شدن احتياج به خون دارد و هر لحظه امام (نداي هل من ناصر ينصرني) مي‌گويد و بر ملت ايران واجب است كه بر اين پيام لبيك بگويند.

پدرم، دورد بر تو كه چونان ابراهيم فرزند خويش را به قربانگاه فرستادي، بدان كه اسماعيلت هرگز از فرمان باريتعالي سرباز نمي‌زند و مرگ در راه خدا را جز سعادت نمي‌داند و زندگي را جز جهاد در راه عقيده درست نمي‌داند و شهادت را جز بهترين نعمت‌هاي خداوندي مي‌داند و تا آخرين قطره خون از اسلام و قرآن محافظت و پاسداري خواهد كرد.

مادرم،‌ سلام بر تو كه بالاخره بر احساس مادرانه‌ات پيروز شدي و فرزندت را روانه ميدان نبرد كفار و مسلمين كردي و گفتي كه تو را در راه خدا هديه انقلاب اسلامي مي‌كنم و من بر وجود تو افتخار مي‌كنم كه مادري از سلاله فاطمه زهرا هستي. اي مادرم اگر من لياقت شهيد شدن را داشتم و شهيد شدم تو در روز قيامت در پيش فاطمه(س) و زينب(س) سربلند خواهي بود.

پدر و مادرم و خوهرانم راضي باشيد به رضاي خدا،‌ همان‌طوري كه بندگان مخلص خداوند به درگاهش چنين مي‌گويند «الهي رضا برضائك، و رضا به فضائك و تسلمياً لا مرگ» تسليم باشيد در مقابل امر خداوند و از دادن قرباني به درگاه باريتعالي دريغ نورزيد. تمامي خواهش من از خواهرانم و مادرم فقط اين است كه زينب‌وار و زينب‌گونه در برابر مشكلات استقامت كنند خواهرانم زينب‌زمان باشيد و ادامه‌دهنده راه زينب‌كبري(س) و شهيدان اين انقلاب چنان‌جه امام علي‌(ع) مي‌فرمايد: «جهاد دري است از درهاي بهشت كه خداوند آن را به روي دوستان خاص خود گشوده است. جهاد لباس پرفضيلت (تقوي) است، جهاد زره نفوذناپذير الهي است،‌ جهاد سپر محكم پروردگار است. آن‌كه جهاد را ترك گويد، خداوند لباس ذلت و بلا را براندام او پوشانده و او را در پيشگاه و حضور مردم خوار و ذليل جلوه مي‌دهد.

برادرم محمد را هم هرچه بيشتر به نمازهاي جماعت و مجالس عقيدتي و مجالسي كه رضاي خدا در آن است تشويق كنيد و به او كمك كنيد تا در جلسات شركت كند تا رهرو شهيدان و پيام‌رسان خون شهدا باشد.

فرزندان شهيد مؤمن‌زاده را طوري تربيت كنيد كه پيرو خط پدر خود و شهيدان باشند.

اي مردم: بدانيد كه براي اين راهي كه در پيش است بايد توشه‌اي برگرفت، چنان‌چه به مسافرت كوچكي هم كه مي‌رويد بدون توشه حركت نمي‌كنيد. پس براي اين سفر توشه‌اي بزرگ بايد باشد تا بتواند در آن‌جا از آن توشه و در روز رستاخيز استفاده كرد.

در پايان از همه مردم مي‌خواهم كه مرا ببخشند و از خدا براي من طلب آمرزش كنند تا ان‌شاءالله خدا مرا بيامرزد. فقط يادتان نرود همه روز امام را دعا كنيد و منافقان را سركوب‌كنيد. مرگ بر آمريكا و منافقين.

سلام من به تمام پدران و مادران شهيدان اين انقلاب و درود بر شهيدان.

«والسلام علي من اتبع الهدي»

  •  غلام علی عبادی نوش آبادی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع