گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

حسین شکاری آرانی

علی محمد

بسیجی

آزاد

1329/06/02

1361/08/11

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

در زيباترين لحظات عرفاني دعا و نيايش سحرگاهان دوم مهرماه 1329 نزديك پرتو افشاني خورشيد تابان، در يكي از محله هاي فقير نشين در شهرستان كويري آران و بيدگل، محلة علمداران بيرق قمر بني هاشم، دهنو به دنيا آمد. والدين او به سبب ارادتي كه به خاندان نبوت و امامت داشتند نام مولايش حسين را بر او نهادند تا شايد او نيز يكي از دوستداران ولايت علي(عليه السلام) و ارادتمندان خالص او باشد و به حق نيز در عمل بر همه ثابت كرد كه نام حسين لايق او بود.

از شش سالگي راهي مدرسه بونصر شيباني شد و در سال هاي آخر ابتدائي به علّت فقر مادّي از ادامة تحصيل معذور شد و همراه پدرش به كار كشاورزي پرداخت و چون فرزند ارشد خانواده بود، حسّ مسئوليت در او رشد كرد. كم كم مراحل رشد جسمي و فكري او به حد كمال رسيد. در سال 1347 راهي خدمت سربازي شد كه از ابتـداي خدمت يكي از ناراضيان و معترضان به نظام ستم شاهي بودند. بالاخره در سال 1349 خدمت سربازي را علـي رغـم ميـل باطنـي بـه پايان رسانيـد و در سـال 1350 ازدواج كرد كه ثمرة آن دو فرزندِ پسر و يك دختر مي باشد.

در ادارة شكارباني و حفظ منابع طبيعي ( گرمسار ) به همراه دوستش سردار شهيد علي اربابي به فعاليتي مستمر و سازنده مشغول بودند. در كنار كار ورزش باستاني، كشتي نيز انجام مي داد به طوري كه ايشان از كشتي گيران نامي منطقه بود تا اين كه مبارزات مردمي عليه رژيم ستم شاهي به رهبري امام خميني(ره) آغاز شد و دامنة آن تمامي شهرهاي ايران را فرا گرفت و اين مبارزه در همة شهرهاي بزرگ و كوچك گسترش يافت و شهيد حسين شكاري نيز خاموش ننشست و دوشادوش ملّت حزب الهي ايران به مبارزه با حكومت پوسيده پهلوي پرداخت. عاقبت ثمرة تلاش مردم به بارنشست و انقلاب به رهبري امام خميني پيروز شد، امّا هنوز حلاوت ظفر را نچشيده بودند كه توطئه هاي استعماري به وقوع پيوست و به مرزهاي جنوب و غرب ايران تجاوز نمودند.

حسين باز هم خاموش ننشست و دوشادوش جوانان وساير اقشار ملّت بعد از سپري نمودن آموزش مقدماتي راهي جبهه هاي حق عليه باطل شد.

اخلاص و شجاعت و شهامت او در عمليات هاي مختلف: شكست حصر آبادان، آزاد سازي خرمشهر، رمضان و عمليـات محـرم زبـانــزد تـمامـي دوستـان و همسنـگـرانـش بـود. او مصداق حديث « كونا الظالم خصماً وللمظلوم عوناً » بود.

قبل از عمليات محرم كه شايد آخرين روزهاي حضورش در صحنة دانشگاه معنويت بود فرماندهي و مسئوليت يكي از دسته هاي شناسايي لشكر 8 نجف اشرف را به عهده داشت كه سرانجام بوي ديدار سيدالشهدا(عليه السلام) به مشامش رسيد و در 61/8/11 ، منطقه عين خوش، عمليات ظفرمند محرم الحرام به آرزوي ديرينه اش شهادت نائل آمد.

                                                         روحش شاد و راهش پر رهرو باد

(ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل‌الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون)

کسانی‌که در راه خدا کشته شده‌اند مرده نگویید بلکه آنان زنده‌اند و در راه خدا رزوی می‌خورند.

سلام بر فرمانده کل قوای اسلام امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و امت مسلمان ایران.

اینجانب حسن شکاری خیلی کوچک‌تر از آنم که برای خانواده و امتم مزاحمت ایجاد کنم و وصیتی کوچک بنویسم چون من از خانواده و جانم که شیرین‌ترین چیزهاست گذشتم و راهی جبهه‌ها شدم من در جبهه‌های داخلی و بیابان‌های خشک و سوزان برای ملت قهرمانم پاسداری می‌دادم. ولی چون نتوانستم که این‌چنین برادرانم در جبهه‌ها زحمت می‌کشند و ما در این‌جا در امن و امان به‌سر بریم.

پس از طی مراحل آموزش سپاه در زرین‌شهر اصفهان راهی جبهه‌های جنوب شدم تا از خاک عزیز و دین خود دفاع کنم و چون دفاع از اسلام امری واجب است من خود را آماده جهاد با دشمنان کردم و تا می‌توانم در راه اسلام کوشش می‌کنم و مسلح بر دشمنان می‌تازم و چنان‌چه قرآن می‌فرماید (و اعدو لهم ما استطعتم من قوه...) من وقتی که بچه‌هایی که پدر خود را در جبهه‌ها حق علیه باطل از دست داده بودند می‌دیدم دلم خون بود و هیچ‌وقت فرزندم را در برابر آن‌ها بوسه نمی‌زدم و ناز نمی‌کردم زیرا می‌دانستم که آن‌ها کمبود دارند و آن‌ها هم باید از طریق ما تمام شود. ما خیلی باید احترام خانوادة شهدا را بگیریم چون آبروی ما از شهدا می‌باشد.

وصیتم به همسرم: سلام بر محرم رازهای پنهانی دل من که انشاءالله از دست من ناراضی نباشی که تو را رها کردم چون اسلام بیشتر از تو به من احتیاج داشت از ته مرا ببخش و مرا حلال کن فقط در راه اسلام کار کن هم‌چنان‌که در راه انقلاب بودی مسئولیت زینب‌بودن خود را ادا کن و دیگر سخن دارم برای فرزندانم که پسرانم را حسین‌وار و دخترم را زینب‌وار بزرگ کن فقط آن‌ها را به درس، درس، درس خواندن بفرست اگر خواستی ناراحت نباشم همسرم هیچ‌گونه بر سر مسائل کوچک و بی‌ارزش با خانواده و آشناییان بحث نکنید چون تو خیلی بهتر از آن هستی تا چنین کاری کنی باز هم مرا حلال کن.

وصیت به پدر و مادرم: پدرم، مادرم گوشه‌های جگر من، نزدیک‌تر از هر کس به من مادری است که برای من شب‌ها بی‌خوابی کشیدن و مرا بزرگ کرد. پدری که برای من زحمت کشید تا مرا به این سن رساند که ان‌شاءالله راضی باشی من به چنین راهی رفتم و مرا حلال کنید و مرا ببخشید.

شما نباید زیاد ناراحت باشید چون ناراحتی شما خوشحالی دشمن ؟؟؟ می‌باشد.

از بچه‌های من مراقبت نمایید و در راه پیروزی رزمندگان دعا کنید و به آن‌ها کمک نمایید که اگر آن‌ها نباشند نه اسلام ؟؟ می‌ماند و نه مملکت و باز از شما می‌خواهم حلالم کنید و شعار تمامی شهیدان را زنده نگهدارید.

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

وصیتم به برادران عزیزم: برادران عزیزم سلام، ان‌شاءالله سلام مرا قلب‌ جبهه‌های حق علیه باطل بپذیرید و مرا از ته قلب حلال کنید و تا می‌توانید راه مرا ادامه دهید و از انقلاب پشتیبانی کنید تا اسلام باقی بماند. تلاش کنید که خون شهدا و ناله یتیمان هدر نرود.

من دیگر حرفی ندارم و از این‌که اذیت شما شده‌ام پوزش می‌طلبم و مرا حلال کنید.

وصیتم‌ به خواهرانم: خواهرانم سلام، می‌دانم که خیلی ناراحت هستید چون این یک غریزه می‌باشد که خواهر برای برادرش ناراحت باشد. خواهرانم سیاهی چادر شما مانند تیری بر فرق دشمن پر اثرتر از فشنگ و گلوله ما بر سر مزدوران آمریکایی و جهانخواران غرب و شرق. مرا حلال کنید و مرا ببخشید فقط شما در راه به اجرا درآمدن اهداف انقلاب کوشش کنید و زینب‌وار پیام‌رسان خون شهیدان باشید و حجاب را زیاد رعایت کنید که مایة افتخار مسلمان می‌باشد.

در آخر شما باید مواظب فرزندان و خانوادة‌ من باشید باز هم مرا ببخشید.

وصیتم به دوستان و آشنایان: ؟؟ دوستان و آشنایان سلام مرا بپذیرید بعد از سلام ان‌شاءالله بتوانید راه شهیدان را ادامه دهید و جا خالی نکنید در راه اهداف اسلام کوشش کنید و دست از رهبر انقلاب اسلامی برندارید. چون امید امام به شماست. شهیدان به امید شما جوانان خانواده‌ها و پدر و مادر خویش را رها کردند. در ارگان‌ها خدمت کنید و با برادران پاسدار و مخصوصاّ خانواده‌های شهدا که خیلی روی آن‌ها تأکید دارم و حتی نمی‌توانستم یک فرزند شهید را ببینم و برای پدر و مادر شهیدان خیلی ناراحت بودم به آن‌ها احترام بگذارید.

سخن دیگر من این است هرکس که با انقلاب بد است مخصوصاً منافقین و کسانی که از انقلاب ضربه خورده‌اند و با امام مخالفت می‌کنند من راضی نیستم زیر جنازه‌ام بیاید. حتی اگر پدر خود و برادر خود باشند و حتی ذره‌ای خدمت نمی‌خواهم برایم انجام دهند.

برادرانت اگر گاهی حرف‌های بد می‌زدیم یا کنار هم نشسته بودیم چیزی می‌گفتم مرا ببخشید و حلال کنید و محل دفن مرا هر کجا خانواده‌ام رضایت دادند دفن نمایید.

خدایا،‌ خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

حسن شکاری

    14/ 08/ 1361

  •  حسین شکاری آرانی
  •  حسین شکاری آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع