گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

سیدیوسف سیدیان ابوزیدآبادی

سیدباقر

بسیجی

کارگر

1341/01/08

1362/12/04

پاسگاه زید

محمدابادابوزیداباد

 زندگی نامه خود نوشته شهید     سید یوسف سیدیان فرزند سید باقر  در هفت سالگی به دبستان روستا و تا ششم ابتدایی در دبستان روستا درس خواندم و قبلا بگویم که در خانواده ای مستضعف زندگی می کردم که بخاطر ضعف مالی نتوانستم به شهرستان رفته و ادامه تحصیل نمایم و تا 16 سالگی به کارگری و زندگی روزمره خود ادامه دادم و در اوائل انقلاب توانستم سهم کوچکی داشته باشم و در شروع جنگ تحمیلی سعادت یافتم به یاری الله به خرمشهر اعزام شوم و تا 2 ماه در خرمشهر و باز بعد از چندی سعادت یاری کرد که در حمله پیروزمندانه بیت المقدس سهم کوچکی داشته باشم و در حمله مجروح شدم و نتوانستم مانند بقیه برادران باز در مرحله های بعدی شرکت کنم و نیز بعد از چندی وقت در ماه رمضان با آنکه مشکلات زندگی فراوانی داشتم و دو برادر خودم نیز در جبهه بودند و امام عزیز که اعلان نمودند احتیاج به نیرو داریم در حمله رمضان شرکت نمودم تا حمله محرم شروع شد که با نیروی لایزال الهی توانستم چندین تن از مزدوران صدامی را به هلاکت برسانم و مقداری از تجهیزات آنها را منحدم نمایم و بعد از حمله با پیشنهاد برادران سپاه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثبت نام نمودم که متاسفانه بخاطر مشکلات زندگی نتوانستم بروم بعد از چند ماهی سعادت یافتم در جهاد سازندگی کاشان انجام وظیفه نمایم که در این چند ماهی که با برادران جهادگر بودم واقعا از برادران جهادگر تشکر و قدردانی کرده و حلالیت می طلبم و حال باز که جبهه حق احتیاج به نیرو دارد به جبهه اعزام می شوم و انشاء الله که بتوانم دین خود را به انقلاب و دین و میهن اداء نمایم و اگر شهادت نصیب بنده گردید که عمری است در انتظار او هستم و از عسل شیرین تر است و شبانه روز به فکر همسنگرانم که حدود 40،50 نفر از همرزمانم در عملیاتهای متعدد از دست دادم را از یاد نمی برم و اگر چنین نصیب گشت شکر می کنم و ای پدر و مادر گرامی از شما عذر می خواهم که نتوانستم آنچه را حق برگردن من داشتید اداء کنم.پدر عزیز و مادر مهربان اگر اشتباهی از من رخ داده است از روی اشتباه بوده است شما به بزرگواری خودتون مرا می بخشید و از شما متشکرم که هر موقع می خواستم به جبهه اعزام شوم بنده را تشویق می نمودید و هیچ ناراحت نبودید و از برادرانم عذر می خواهم که آنچه از دستم بر می آید نتواستم انجام بدهم و از شما حلالیت می طلبم و سفارش من از برادرانم این است که مرا حلال کنید و همچنانکه در راه پیشبرد انقلاب از هیچ گونه کوششی دریغ نمی ورزیدید به کارهایتان در راه خدا ادامه دهید که خداوند یاری کننده مستضعفان جهان است و از برادران بزرگترم و بخصوص برادر کوچکم سید فرهاد حلالیت می طلبم و در سنگر سپاه خود که همان سنگر اسلام و قرآن است آنچه در توان دارید بکوشید و از خواهرانم ،عموهایم و دائی هایم حلالیت می طلبم و شما همسر گرامیم از شما بسیار تشکر می کنم که بنده را برای کارهای خیریه و غیره و همچنین رفتن به جبهه تشویق می نمودی و از شما هم می خواهم که مرا حلال کنی و در فرزند خود سید روح الله بیشتر بکوشی که انشاء الله الگویی برای جامعه باشد و بتواند به اسلام و قرآن خدمت کند و انشاء الله اگر شهادت نصیب بنده گشت که آرزوی دیرینه من است چندین بار به جبهه اعزام شدم ولی مردود از امتحان بیرون آمده ام انشاء الله اگر از این امتحان قبول شدم و شهادت نصیب بنده گشت که از عسل شیرین تر می دانم شما هیچ ناراحت نشوید و می دانم که نمی شوید بلکه افتخار کنید که چنین فرزندی در دامن شما پدران و مادران پرورش یافته است و شهید راه قرآن شده و از علی (ع) می آموزیم که می فرماید:

الموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین.

ببین زندگی توام با لذت برای شما مرگ است و مرگ سربلندی و افتخار، حیات و زندگی جاویدان است پس برای من اشک نریزید و سینه نزنید که من خوشبخت و خوشکامم اگر اشکی بر مزارم بریزید تنها گریه هاتان برای اسلام باشد نه برای مرگ من. بیائید اشکها را گلوله کنیم و بر سینه دشمن فرود آوریم من شهادت را پذیرفتم.ومن شهادت را برگزیدم و در پایان اخطاری به منافقان داخلی می کنم و از امت حزب الله و برادران حزب الله می خواهم که نگذارند این منافقان کوردل خدای نکرده روحانیت انقلابی و برادرانی که برای ادامه راه شهداء فعالیت می کنند آنها را کنار بزنند و افرادی که پاکسازی شده اند به روی کار بیاورند کما این که فعلا متاسفانه افرادی هستند که امور را در دست دارند و برادران حزب الله ما را کنار می زنند و ای کوردلان خون شهداء شما را رسوا و ذلیل خواهد نمود.انشاء الله.از کلیه برادران و خواهران گرامی عذر می خواهم که وصیت نامه ام طولانی شد چون دلم درد دارد از این برنامه های داخلی. به امید روزی که همه برادرانه و صمیمانه به برنامه های داخلی عمل نمائید.والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم رب الشهدا و الصدیقین

یا ایها الذین آمنوا خذوا حذرکم فانفروا و اثبات انفروا جمیعا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید آمادگی خود را حفظ کنید و در دسته‌های متعدد یا به صورت دسته‌ای واحد به‌سوی دشمن حرکت کنید.

این خون شهیدان است که خون ملت‌های مسلمان را به جوش آورده است. «امام‌خمینی»

به‌نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان وصيت‌نامۀ اینجانب سیدیوسف سیدیان را شروع می‌نمایم.

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) ای آزادمرد جنگجوی السلام علیک یا سالار شهیدان السلام علیک یا پسر فاطمه(س) که نامت سرچشمۀ خون و سرخی است و سلام بر تمام کسانی که راه حسین(ع) را برگزیده‌اند و به پیام هل من ناصر ینصرنی او جواب مثبت دادند و راهش را ادامه می‌دهندو با درود بیکران نثار رهبر پرتوان و عالیقدر و بنیانگذار انقلاب اسلامی نائب الامام حضرت آیت‌الله العظمی خمینی‌کبیر و سلام بر آن‌هایی که با شهادت‌شان درختی را آبیاری کردند که نهال آن را حسین بن علی(ع) نشانیده و با خون سرخ و گرم طفل شش‌ماهه‌اش علی‌اصغر(ع) آبیاری نموده. آری دوستان و آشنایان امروز نوبت ماست امروز که روز خوشه‌چینی است. امروز وقت آن رسیده که آرزوهایی که سال‌های سال چشم انتظاری آن را می‌کشیدیم برآورده شود از سال57 قطعاً گفتیم و تا این آخرین لحظه عمر هم می‌گوییم که مکتبم و مذهبم اسلام راستین است به پرچمداری نائب‌الامام ‌خمینی‌‌کبیر و نیز هر لحظه می‌گوییم و هرگز جز این نخواهم گفت که اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول‌الله و اشهد ان امیر المؤمنین علیا ولی الله. به راستی که شهادت می‌دهم نیست خدایی به جز خدای یکتا و نیز شهادت می‌دهم که محمد(ص) فرستاده به حق خداوند تبارک و تعالی و خاتم‌النبیین است و شهادت می‌دهم که علی ولی خدا امیرمؤمنان است.

خداوندا، ای خالق محبوب. ای معبود و ای فریادرس کمکم کن، ناتوانم تکیه‌گاهم تویی ای رحم‌کننده مهربان تو تنها فریادرسم هستی.

خداوندا ضعیفم، ناتوانم، با کوله‌باری از گناه و معصیت به‌سوی تو روی آورده‌ام و تنها امیدم و تنها یاورم و تنها پشتیبان و رحم‌کننده‌ای که سراغ دارم تویی، خداوندا بار پروردگارا گناه بسیار انجام داده‌ام ولی به درگاه تو روی آورده‌ام و توبه نموده‌ام چرا که اطمینان داشتم که گناهان مرا می‌بخشی. در قرآن می‌فرماید: «الا من نال و امن و عمل عملاً صالات اولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات»(فرقان/ 70) «مگر کسی‌که توبه کند ایمان بیاورد و عمل نیک انجام دهد خداوند گناهانش را مبدل به حسنه و نیکی می‌گرداند.»

آری اگر تا به‌حال من شعار مسلمان بودن و شیعه بودن می‌دادم از این پس شعار را می‌خواهم به امید پروردگار عالمیان به مرحله عمل برسانم چرا که هیچ موقع با شعار من و تو و او کلاً مسلمانان هرگز اسلام پیروز نمی‌شود. تنها راه پیروزی و موفقیت اسلام عمل صالح و عمل به آن‌چه که در قرآن آمده شده می‌باشد و این تنها رمز پیروزی ماست. عمل به دستورات خداوند و نبی خدا محمد بن عبدالله(ص) خاتم‌النبیین است. خداوند در قرآن صریحاً می‌فرماید: یا قوم انما هذه الحیوة الدنیا متاع و ان الا خواهی دارالقرار. یعنی ای قوم دنیا جز کالای فریبنده چیزی نیست تنها آخرت جایگاه آسایش و آرامش است.

و امام وقتی روی به‌سوی او آوردی چه زیبا از تو پذیرایی می‌کند  و چه زیبا میزبان از میهمان خود میهمان‌نوازی می‌کند.

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتله فعلن فاذا و من علی دیته فانما دینه: یعنی مرا طلب می‌کنی. سعی کن پیدا کنی و هنگامی که پیدا کردی مرا می‌شناسی وقتی مرا شناختی عاشقم می شوی وقتی عاشقم شدی و من نیز عاشق تو می‌شوم و بعد تو را می‌کشم وقتی تو را کشتم آن‌گاه خون‌بهای تو خودم خواهم بود و تو خون من خواهی شد.

روزگار گذشت وما در خواب غفلت باقی ماندیم و تکانی به خود ندادیم که چرا آفریده شدیم و آفریدن‌مان به‌خاطر  چیست و به کجا خواهیم رفت و چگونه خواهیم رفت. اینک اسلام به کمک من و تو احتیاج دارد اینک که بهترین سعادت را می‌توان دریافت نمود اینک می‌توان به آرزوهای دیرینه رسید اینک که زمانه اقتضاء کرده و بهترین موفقیت و بالاترین سعادت نصیب‌مان شده چرا باید از این زمان حساس و نایاب به‌طور احسن استفاده ننمود؟ بارها می‌گفتم ای کاش در آن زمان بودم و هل من ناصر ینصرنی امام حسین(ع)  را لبیک می‌گفتم ولی آیا تا به‌حال فکر این را می‌کردیم که روزی که همانند گذشته نائب‌الامام ‌خمینی‌‌کبیر یاور مستضعفان جهان قلب کشور ایران برخیزد و برای راهنمایی مردم رنج کشیده بکوشد و با دشمنان قرآن به مبارزه برخیزد و بگوید هل من ناصر ینصرنی ولی ما جواب نائب‌الامام را که همان جواب امام حسین(ع) سالار شهیدان است ندهیم. آری اگر آرزویت این بود که کاش در روز عاشورا در سرزمین کربلا به هل من ناصر ینصرنی حسین(ع) لبیک می‌گفتم حالا بهترین موقعیت است برای جواب حسین زمان در سرزمینی به وسعت چندین برابر کربلا و روزهایی همانند روز عاشورا که می‌بینی از غرب تا به جنوب و از پنجاه و نه تا به شصت و دو در کنار هزاران هزار پیچ و خم زندگی راهی به روشنی آفتاب و به زیبایی گل آتشین لاله نمایان است. آن‌ها که به ندای حسین(ع) لبیک گفته در این مسیر به انتها قدم نهاده‌اند و آن‌ها که پشت به این راه نمودند به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد و به پلیدی و ظلمت کشیده خواهند شد. راستی هیچ فکر کرده‌اید که در چه زمانی زندگی می‌کنید و چه نعمت بزرگی نصیب‌مان شده است. سفرۀ نعمت خدا گسترده شده است و من به هیچ وجه باور نمی‌کنم که این همه سعادت نصیب ما شده و هرکس می‌تواند با مقداری توجه بر سر سفرۀ بی‌انتهای باشکوه و جلال خدا حاضر شود. آری دوستان بشنوید و عمل کنید و لحظه‌‌ای از پای ننشینید بزرگ‌ترین و والاترین سعادت باوفاترین وقت و باارزش ترین زمان، ما باید به‌طور احسن از این وقت گرانمایه استفاده کنیم و فیض ببریم. کم‌ترین سعادت نصیب‌مان می‌شود. شهید مطهری در مقام شهید می‌فرماید که شهید مثل شمع است و خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده آسایش ‌یابند و کار خویش را انجام دهند. آری شهدا شمع محفل بشریتند و سوختند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می‌ماند هیچ دستگاهی نمی‌توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه دهد. کیست که بتواند مقام شهید را کاملاً و کلاً بگوید چه کسی است که بتواند شهادت و اجر شهید و مقام و منزلت شهید را آن چنان‌که هست برشمارد پس در این صورت برادران گرامی هوشیار و بیدار باشید و به مسأله روز آگاه باشید و نگذارید این خون‌های برادران خودتان پایمال شود و عده‌ای به‌نام روحانی و در لباس روحانی و بسیار شیوه‌های دیگر که از شیاطین درس می‌گیرند و ضربه‌ای به انقلاب اسلامی بزنند. حال مختصری از زندگانی می‌پردازم. من سیدیوسف سیدیان فرزند سیدباقر شمارۀ شناسنامه 4 متولد 1341 صادره از محمدآباد ابوزیدآباد کاشان متولد شدم و در هفت سالگی به دبستان روستا و تا ششم ابتدایی در دبستان روستا درس خواندم و قبلاً بگویم که در خانواده‌ای مستضعف زندگی می‌کردم که به‌خاطر ضعف مالی نتوانستم به شهرستان رفته و ادامۀ تحصیل نماید تا 16 سالگی به کارگری و زندگی روزمره ادامه دادم و در اوایل انقلاب توانستم سهم کوچکی داشته باشم و در شروع جنگ تحمیلی سعادت یافتم به یاری الله به خرمشهر اعزام شوم و تا دو ماه در خرمشهر و باز بعد از چندی سعادت یاری کرد که در حمله پیروزمندانه بیت‌المقدس سهم کوچکی داشته باشم و در حمله مجروح شدم و نتوانستم مانند بقیه برادران باز در مرحله‌های بعدی شرکت کنم و باز بعد از چندی وقت در ماه رمضان با آن‌که مشکلات زندگی فراوانی داشتم و دو برادر خودم نیز در جبهه بودند و امام عزیز که اعلام نمودند احتیاج به نیرو داریم و در حمله رمضان شرکت نمودم تا حمله محرم شروع شد که با نیروی لایزال الهی توانستم چندین تن از مزدوران صدامی را به هلاکت برسانم و مقداری از تجهیزات آن‌ها را منهدم نمایم و بعد از حمله با پیشنهاد برادران سپاهی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثبت‌نام نمودم و متأسفانه به‌خاطر  مشکلات زندگی نتوانستم بروم. بعد از چند ماهی سعادت یافتم در جهادسازندگی کاشان انجام وظیفه نمایم. که در این چندماه که با برادران جهادگر بودم واقعاً از برادران جهادگر تشکر و قدردانی کرده و حلالیت می‌طلبم و حال باز که جبهه حق احتیاج به نیرو دارد به جبهه اعزام می‌شوم و ان‌شاءالله که بتوانم دین خود را به انقلاب و دین و میهن را ادا نمایم و اگر شهادت نصیب بنده گردید که عمری است در انتظار او هستم و از عسل شیرین‌تر است و شبانه‌روز به فکر هم‌سنگرانم که حدود چهل پنجاه نفر از همرزمانم در عملیات های متعدد از دست دادم را از یاد نمی‌برم اگر چنین نصیب گشت شکر می‌کنم و ای پدر و مادر گرامی از شما عذر می‌خواهم که نتوانستم آن‌چه را حق بر گردن من داشتید ادا کنم. پدر عزیز و مادر مهربان اگر اشتباهی از من رخ داده است از روی اشتباه بوده است شما به بزرگواری خودتان مرا ببخشید و از شما متشکریم که هر موقع می‌خواستم به جبهه اعزام شوم بنده را تشویق می‌نمودید و هیچ ناراحت نبودید و از برادرانم عذر می‌خواهم که آن‌چه از دستم برمی‌آید نتوانستم انجام بدهم و از شما حلالیت می‌طلبم و سفارش من از برادرانم این است که مرا حلال کنند و هم چنان‌که در راه پیشبرد انقلاب از هیچ‌گونه کوششی دریغ نمی‌ورزیدند به کارهای‌تان در راه خدا ادامه دهید که خداوند یاری‌کنندۀ مستضعفان جهان است و از برادران بزرگ‌ترم و به‌خصوص برادر کوچکم سیدفرهاد حلالیت می‌طلبم و در سنگر سپاه خود که همان سنگر اسلام و قرآن است آن‌چه در توان دارید بکوشید و از خواهرانم، عموهایم و دایی‌هایم حلالیت می‌طلبم و شما همسر گرامیم از شما بسیار تشکر می‌کنم که بنده را برای کارهای خیریه و غیره و هم‌چنین  رفتن به جبهه تشویق می نمودید. از شما می‌خواهم که مرا حلال کنید در تربیت فرزند خود سید روح‌الله بیشتر بکوشید ان‌شاءالله الگویی برای جامعه باشد و بتواند به اسلام و قرآن خدمت کند ان‌شاءالله اگر شهادت نصیب بنده گشت که آرزوی دیرینه من است چندین بار به جبهه اعزام شدم ولی مردود از امتحان بیرون آمده‌ام. ان‌شاءالله اگر از این امتحان قبول شدم و شهادت نصیب بنده گشت که از عسل شیرین‌تر می‌دانم شما هیچ ناراحت نشوید و می‌دانم که نمی‌شوید بلکه افتخار کنید چنین فرزندی در دامان شما پدران و مادران پرورش یافته است و شهید راه قرآن شدم و از علی(ع) می‌آموزم که می‌فرماید: «الموت من حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین» زندگی توأم با لذت برای شما مرگ است و مرگ سربلندی و افتخار حیات و زندگی جاویدان است پس برای من اشک نریزید و سینه نزنید که من خوشبخت و خوش‌کامم اگر اشکی بر مزارم بریزید تنها گریه‌های‌تان برای اسلام باشد نه برای مرگ من. بیایید اشک‌ها را گلوله کنیم و بر سینۀ دشمن فرود آوریم چه باکم تیر شهد شهادت مزدم من شهادت را پذیرفتم و من شهادت را برگزیدم و در پایان اخطاری به منافقان داخلی می‌کنم و از امت حزب‌الله و برادران حزب‌الله می‌خواهم که نگذارید این منافقان کوردل خدای نکرده روحانیت انقلابی و برادرانی که برای ادامه راه شهدا فعالیت می‌کنند آن‌ها را کنار بزنند و افرادی که پاکسازی شده‌اند به روی کار بیایند کما این‌که فعلاً متأسفانه افرادی هستند که امور را در دست دارند و برادران حزب‌الله ما را کنار می‌زنند و ای کوردلان خون شهدا شما را رسوا و ذلیل خواهد نمود ان‌شاءالله .

از کلیه برادران و خواهران گرامی عذر می‌خواهم که وصيت‌نامه‌ام طولانی شده چون دلم درد دارد از این برنامه‌های داخلی به امید روزی که همه برادرانه و صمیمانه به برنامه‌های داخلی به امید زیارت کربلا و به امید فتح قدس

برادر کوچک شما سیدیوسف سیدیان

30/ 11/ 1362

 

 

 

  •  سیدیوسف سیدیان ابوزیدآبادی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع