گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

محمود زاهدی بیدگلی

حسین جان

بسیجی

کارگر

1338/03/01

1365/10/04

جنوب خرمشهر

گلزار شهدای هفت امام زاده بیدگل

در سال 1338 در خانواده اي مذهبي، متدين و معتقد در بيدگل متولد شد او در سن 6 سالگي وارد دبستان شد. قبل از اينكه دوران ابتدايي را به پايان برساند ، به علت فقر مالي درس را ترك كرد و مشغول كار شد و در سال 1356 مصادف با اوج گيري انقلاب اسلامي به رهبري امام امت ( قدس سره ) عازم خدمت سربازي شد. محمود هم به عنوان يك سرباز فداكار با توجه به پيام امام كه سربازها پادگانها را خالي كنند ، خدمت سربازي را ترك كرد و از پادگان فرار كرد و به تظاهرات ميليوني مردم پيوست و با پيروزي انقلاب در گشتهاي محلي فعاليت چشمگيري داشت و موقعي كه اعلام شد سربازها به پادگانها مراجعه كنند ، او هم بقيه خدمت را ادامه داد و به پايان رسانيد كه در حين خدمت در درگيري با اشرار از كوه پرتاب شده و پايش در اين حادثه شكسته شد . پس از خدمت سربازي در سال 1357 بايك خانواده مذهبي ازدواج كردكه حاصل آن يك دختر و يك پسر است.با شروع جنگ تحميلي كار خود را رها كرده و در زمان جنگ 4 مرتبه به مدت 18 ماه به جبهه اعزام شد كه سرانجام در تاريخ 65/10/4 در عمليات كربلاي 4 به درجه رفيع شهادت رسيد و پيكر پاكش 2 سال در جزيره ام الرصاص ماند و پس از آن مدت چشم انتظاري درتاريخ67/11/22پيكرمطهرش به وطن بازگشت. آري او محمود بود و محمود ماند.

روحش شاد،يادش گرامي و راهش مستدام باد. 

بسم الله الرحمن الرحیم

« وَ لاَ تَحسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیل اللهِ أموَاتاً بَل أحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُون »

آل عمران – آیه 169

هرگز کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید ، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند .

سلام به رهبر و سلام به رهروان راه حق ، سلام بر شهیدان راه خدا

خدایا ! حال که در انجام مأموریت الهی هستم تو را به یاری می طلبم و به تو سوگند یاد می کنم که همیشه و تا آخرین نفس در راه تو و برای یاری دین تو مستحکم و جان بر کف در راهت فداکاری کنم . الهی یاری ام ده که بتوانم این وظیفة مهم را آن چنان که شایستة مقام باریتعالی است بجا آورم و خدایا تو شاهد باش که من در این راه کور کورانه قدم برنداشتم و از روزی که تو را به یگانگی شناختم ، در قلبم جرقّه ای از ایمان محمّدی فروزان شد .

از همه چیز گذشتم و به تو پیوستم . پروردگارا ! اکنون که رضای تو را در این دیدم که به جبهه بروم و از دین تو حمایت کنم و در برابر این اَبر شیطان بجنگم تو هم از این حقیر و روسیاه راضی و خشنود باش و این بندة ضعیف و ناتوان را در شمار بندگان خالصت قرار ده . این وصیّت نامه را می نویسم تا نسل های آینده فکر نکنند برای پست و مقام و شهرت به جبهه رفتم بلکه تنها برای رضای خدای تعالی و حفظ اسلام و امر ولایت فقیه که این امر مهم را تکلیف شرعی شمردند به جبهه رفتم .

- و شما ای برادران و خواهران گرامی ! امروز انقلاب ما احتیاج به خون دارد ، از برکت خون سیّدالشهداء بود که این اسلام عزیز بدست ما رسیده است و ما باید این امانت الهی را به نسل های آینده بسپاریم و در این زمان خون های پاکی که به روی زمین ریخته می شود مانند مطهّری ، بهشتی ، رجایی ، باهنر و 72 تن از شهیدان هفتم تیر و شهیدان محراب که جهت آبیاری اسلام عزیز ریخته شد . رهبر ما حسین بن علی (ع) است که می فرماید که مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین است .

- ای ملّت اسلامی ! بدانید این همه شهیدان که جان خود را فدای اسلام و حفظ ولایت فقیه که همان ولایت پیامبر است نموده اند تا در این راه قدم برداریم و خدای ناکرده از این خط جدا نشوید در غیر اینصورت روزهای سیاهی در پیش خواهیم داشت که علاوه بر عذاب دنیوی باید در آخرت هم جوابگوی خون شهدا باشید .

- ای امّت بپا خواسته ! امروز هر کس در هر پُست و مقامی است در برابر خون شهدا مسئولیّت دارد و هم چنان که تاکنون پشت جبهه را خالی نگذاشته اید بیش تر مواظبت کنید تا شیاطین نتوانند در صف شما رخنه کنند و ما هم به یاری خدای تعالی و به فرموده امام عزیزمان چنان سیلی به صدام و حزب بعثب عراق بزنیم که دیگر نتوانند از جایش بلند شود .

- پدر عزیزم ! من چه کنم اسلام غریب است . اگر ما در کربلا نبودیم که به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) لبیک بگوییم اکنون به ندای فرزندش امام خمینی پاسخ می دهیم . امّا پدر عزیزم حال که فرزندت را به راهی که حسین (ع) سرور شهیدان قدم گذاشت ، فرستادی به شما که مرا بزرگ کردید و در رهگذر تاریخ
رنج ها کشیدی ولی خسته نمی شدی مرا ببخشید اگر نتوانستم قدر زحمت هایتان را بدانم حلالم کنید و مبادا پس از شهادت من غمگین و ناراحت شوی که دشمن شاد شود .

- وصیّتم به مادر عزیزم ! ای مادر عزیزم در این مدّت کوتاهی که کنار شما بودم خوبی هایتان را نسنجیدم ولی چکار کنم که این مأموریت الهی را نتوانستم ترک نمایم رنج ها و زحماتی که کشیده بودید جبران نمایم . از شما می خواهم در این مدّت کوتاه اگر اشتباهی از من سر زده مرا ببخشید و از خدا بخواهید که گناهانم را ببخشد زیرا که از عذاب الهی سخت وحشت دارم .

- وصیّت من به شما برادران عزیزم ! من رفتم از شما می خواهم که پس از من راه مرا که همان راه اسلام حقیقی است ادامه دهید و امام را تنها نگذارید .

- امّا همسر عزیزم ! سخنی چند با تو دارم از شما می خواهم زینب وار که در سوگ حسین (ع) دشمن را خوار و زبون کرد شما هم آن چنان باشید از شما
می خواهم که هم چون زینب صبور و شکیبا باشید مبادا پس از شهادت من تزلزلی در ایمان شما رخ دهد . هم چون کوه استوار و محکم و پایدار باش که سرانجام حق بر باطل پیروز است و صاحب ما خواهد آمد و انتقام خون ما را خواهد گرفت و هیچ گاه بر شهادت من غمگین و ناراحت نباش چون من شهادت را آگاهانه انتخاب نمودم .

در پایان از پدر بزرگوارم می خواهم مانند کوه استوار باشید و سرپرستی فرزندم را به عهده بگیرید . پدر بزرگوارم من دلم می خواهد محلّ دفنم کنار قبر برادرم ماشاءالله باشد چون می دانم او گناهی ندارد و همیشه نمازش را اوّل وقت
می خواند و به احکام اسلام اهمیّت فراوان می داد و اگر جا نباشد هر کجا که شما صلاح بدانید مرا دفن کنید .

در پایان هر نماز امام را دعا کنید .

والسّلام

محمود زاهدی

امضا : 1365/9/16

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

  •  محمود زاهدی بیدگلی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع