گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

رحمت اله رسول اف آرانی

غلامحسین

بسیجی

بنا

1339/07/20

1361/04/24

پاسگاه زید

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

در شامگاه 28 مهر ماه سال 1339 در خانواده اي مذهبي و متوسط در آران كودكي پا به عرصه وجود نهاد كه نام وي را امير   نهادند ولي با توجه به جو خفقان حاكم بر كشور فقط شاه را امير مي خواندندوكسي اين حق را نداشت كه نام امير بر فرزند خود بگذارد، بنابر اين در ثبت احوال با نام امير براي ثبت در شناسنامه مخالفت كردند ، به ناچار نام وي را در شناسنامه رحمت الله ثبت كردند ولي در خانواده ْ امير ْ خوانده مي شد .

پس از پايان دوره ابتدايي درسال 1350 وارد مدرسه راهنمائي نظام وفا شد ، و تا سال دوم راهنمائي تحصيل كرد ولي بنا به عللي تحصيل را رها كرد و به همراه پدر مشغول كار بنائي شد تا به اين طريق در مساعدت به خانواده سهمي داشته باشد . امير به فعاليتهاي سياسي و عبادي اهميت زيادي مي د اد تا حد امكان سعي مي كرد كه نماز را به جماعت ودر مسجد محل برگزار كند.ايشان بعد از فراغت از كار روزانه در جلسات ديني و مذهبي منطقه شركت مي كرد و دوستان راهم به اين راه سوق مي داد . امير در پخش نوارهاي حضرت امام (ره) در زمان رژيم ستمشاهي كوشا بود وبايكي از كتابخانه هاي وابسته به حوزه علميه قم ارتباط داشت واز طرف كتابخانه كتب مذهبي براي ايشان فرستاده مي شد . با شروع مبارزات ملت مسلمان ايران بر عليه طاغوت زمان ، او نيز در صف مقدم مبارزات شركت داشت و فعاليت او مورد تعجب اطرافيان بود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت مقدس سربازي اعزام شد، سربازي ايشان مصادف با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران اسلامي بود او در زماني كه شرايط جنگ مثل عدم هماهنگي در جبهه ها وكمبود مهمات وحاكميت ليبرالها ، پيروزي نسبي را براي عراق حاصل كرده بود چون كوهي استوار با سختي در قلب آبادان استقامت نمود ودر شكست حصر آبادان شركت داشت .نمونه بارز اين شجاعتها ، تشويق نامه هايي است كه در پايان خدمت مقدس سربازي به پاس فداكاريها ونظم وانظباط ايشان از طرف فرماندهان ارتش به او تقديم شده است.

امير 13 ماه از خدمت خويش را در خط مقدم جبهه گذراند وسپس به آغوش گرم خانواده باز گشت ولي روح پر تلاطم او و قلب مالامال از درد ورنج ناشي از جنايات صداميان نگذاشت اودر خانه بنشيند وشاهد شهادت يك يك دوستان خويش باشد ، بنابر اين عزم را جزم كرد و تصميم به ترك ديار و خانه خود نمود ورو به سوي جبهه نهاد واين بار از طريق بسيج ثبت نام كرده وبه جبهه اعزام شد وفتح خرمشهر شركت نمود.بعد ازپايان عمليات ومرخصي كوتاه در زادگاهش دوباره به جبهه اعزام شده و در عمليات رمضان به عنوان آرپي جي زن شركت كرد وپس از انهدام چندين تانك دشمن تيري به پيشاني امير اصابت مي كند ولي ايشان تسليم نمي شود وبا بستن چفيه  به پيشاني به نبرد خود ادامه مي دهد ، ولي تير دشمن اين بار به قلب او اصابت مي كند وبدين صورت امير در 21 رمضان سال 1361 به درجه رفيع شهادت نائلمي شود .

روحش شاد،يادش گرامي و راهش مستدام باد. 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت سرآغاز پایندگی است                ترسم ز مرگی که خود زندگی است

من مرگ با عزّت را از زندگی ذلّت بار ترجیح می دهم . من موقعی این وصیّت نامه را می نویسم که دارم آماده می شوم برای رفتن به سوی شهادت ، شهادتی که با عزّت است . الآن که این وصیّت نامه را می نویسم آن قدر خوشحال هستم که سر از پای نمی شناسم و خدا خدا می کنم که هر چه زودتر فرمان از طرف روح خدا فرمانده کلّ قوا خمینی بت شکن بیاید تا با یاری خدا و امام زمان این دشمن زبون و خونخوار را از وطن اسلامی ، وطن شیران که هر لحظه می غرّند که از غرّش این شیران ، دشمن فرار را بر قرار ترجیح می دهد . من خدا را شُکر می کنم که
سال های عمرم را تا فرا رسیدن یوم الله قرار داد . اکنون یوم الله دیگری است که پیرو یوم الله حسین (ع) می باشد . همان یوم الهی است که در هزار و سیصد سال پیش از این حسین در میدان شهادت در آن روز ندای هل من ناصر ینصرنی را سر داد اینک ما می گوییم حسین جان اگر در آن فضای داغ و خونین کربلا کسی به فریادت نرسید ندای تو را لبیک نگفتند ما پیروانت در فضای گرم و خونین خوزستان ایران دست مردانگی را مشت گره کرده ندای تو را لبیک می گوییم .

- خدایا ! وقتی به خاکم می سپارند به یادم باش چرا که در زنده بودنم همیشه با یاد تو همراه بودم .

- خدایا ، خدایا ! شهادت را نصیبمان گردان و دل پُر درد پاسداران اسلام را با فتح و پیروزی دادن بر کافران خوشحال و شادان گردان . « آمین »

- خدایا ! خمینی را حفظ کن او را نصرت ده تا خون شهیدان این مکتب را به ثمر نهایی برساند .

- ای ملّت غیور ! شما را به خدا قدر این رهبر عزیز را بدانید و به حرف هایش گوش فرا دهید و فرموده هایش را مو به مو عمل کنید و نگذارید که ملّی گراها و لیبرال ها و منافقین روحانیّت مبارز را بکوبند و بعد از روحانیّت نوبت به امام
( خدا نکرده ) برسد . خلاصه ای عزیزان هوشیار و تیزبین باشید .

- امّا وصیّتم به پدر و مادرم که بعد از خدا مهربان ترین موجودی بودید در نزد من مادرم شما برای من ناراحت نباشید وقتی که من از خانه بیرون و به سوی جبهه حرکت کردم دیگر فرزند شما نبودم و به شما تعلّق ندارم و من به خدا تعلّق دارم
« انّا لِلّه و انّا الیه راجعون » ما از سوی خدا آمده و به سوی خدا می رویم . آیا شما نمی خواهید به بهشت بروید و من هم همین طور ؟ پس برای من اصلاً ناراحت نباشید . هر کس از من طلب دارد پدر و مادرم بر شما واجب است که هر کس از من می خواهد شما بپردازید . هرکس به من بدهکار است من او را حلال می کنم .

- وصیّتم به خواهران عزیزم ! خواهرانم خواهشی که از شما دارم به دادن من گریه نکنید چون گریه شما باعث خوشحالی دشمن می شود . اگر می خواهید گریه کنید به حال علی اکبر حسین (ع) گریه کنید .

- وصیّتم به برادرم ! برادر عزیز ، من خیلی تو را ناراحت کردم و خیلی تو را اذیّت و آزردم امیدوارم که مرا ببخشید . برادرم وصیّتی که به تو دارم احترام پدر و مادر را تو باید بگیری تو باید افتخار کنی که چنین برادری داشتی و به افتخار شهادت رسید و آرزوی همیشگی که من می خواستم . در آخر امام را دعا کنید و برای پیروزی رزمندگان در جبهه حق علیه باطل دعا کنید .

 

والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

امیر رسول اف

امضا : 1361/2/3

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

  •  رحمت اله رسول اف آرانی
  •  رحمت اله رسول اف آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع