گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

رضا دهنویان آرانی

حبیب اله

بسیجی

1346/01/01

1362/12/11

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

 رضا دهنویان در اوّل فروردین‌ماه 1346 در آران متولّد شد. او بعد از مقطع راهنمایی، راهی حوزه­ ی علمیه قم شد تا درس طلبگی را آغاز کند ولی مشکلات مادی خانواده موجب شد که به حوزه­ ی علمیه کاشان منتقل شود تا در کنار تحصیل حوزوی، به خانواده هم کمک کند.

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، او دفاع از میهن اسلامی را بر تحصیل علم ترجیح داد و عزم خود را جزم کرد و با پشتکار جدی در لباس رزم عازم میدان‌های نبرد شد.

خُلق و خُوی آرام، باصفا و شخصیت باوقار او همراه با چهره خندان و بانشاطش، رزمندگان همرزمش را مجذوب خود کرده بود. اگر هر رزمنده‌ای یک بار با او هم‌کلام می‌شد مایل بود رابطه دوستانه‌اش را ادامه دهد تا از اخلاق شایسته او کسب فیض کند.

حضور او به‌عنوان یک روحانی رزمنده در صفوف مقدّس جبهه آن هم در عملیات‌های پدآفندی مهم همچون فتح‌المبین، بیت‌المقدّس و در نهایت عملیّات خیبر در منطقه­ ی طلائیه اثرات مطلوبی بر فضای روحی رزمندگان می‌گذاشت. شهید دهنویان در عملیّات خیبر در تاریخ 1362/12/11 در منطقه­ ی طلائیه به شهادت رسید ولی از جنازه او تا مدّت‌ها خبری نبود تا این که پس از سال‌ها، تکه‌هایی از استخوان‌هایش به وطن بازگشت و به خاک سپرده شد.

بسم رب الشهدا و الصدیقین و الصالحین

 

وصیت نامه (یادگارنامه ) بنده عاصی رضا دهنویان

الله اکبر اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله

فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لاکفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثوابا من عندالله و الله عنده حسن الثواب.                                                       ( آل عمرن / 195)

پس آنان که از وطن هجرت کردند و از دیار خود بیرون شدند و در راه خدا رنج کشیدند و جهاد کرده و کشته شدند ، همانا بدی های آنان را در پرده لطف خود بپوشانیم و از گناهان آنان درگذریم و آنها را به بهشت هایی وارد گردانیم که زیر درختانش نهرها جاری است. این پاداشی است از جانب خدا و نزد خداست پاداشی نیکو بهشت لقای الهی.

­_ به نام الله تنها پروردگار و آفریدگار جهان خلقت و نیز به نام او که زندگی و مرگم از ناحیه قدرت لایزال اوست.

_ سلام و درود بر انبیا پاک و معصوم الهی از آدم تا خاتم الانبیا محمدبن عبدالله(ص)

درود ملائکه الله ائمه علیهم السلام از مولا امیرالمومنین علی (ع) تا حضرت حجت (عج) و نیز سلام حزب الله و امت های مستضعف و محروم و عبادالله بر نائب بر حق ولی الله الاعظم، حضرت امام خمینی.درود حزب الله نثار ارواح پاک ، مطهر و معطر شهدای عزیز از صدر اسلام تا زمان ما. درود و سلام بر معلولین مجروحین و مصدومین انقلاب همراه با آرزوی شفای عاجل و کامل آنها . در پایان درود؛ سلام و صلوات خداوندی بر ملت شهیدپرور ایران.

سپاس خدای بزرگ را که دگر بار باب رحمتش (جهاد) را به سوی روسیاه ترین و عاصی ترین بندگان گشوده و او را به عنوان بنده ای ذلیل و عاصی پذیرفته است.

سپاس خدای منان که این عبد ذلیلش را از زندگانی 16 ساله در حال غفلت و نادانی به سوی زندگانی آگاهانه و نورانی رهنمون و هدایت فرمود و نیز شکرگزارم آفریدگار بی شریک و همتا را که اگر شهادت نصیب من نفرمود لاکن توفیق عطا و عنایت فرمود که بار دیگر به جانب حقیقی ترین دانشگاه الهیات (جبهه) هدایت و راهنمایی گردیم.

از آنجایی که بر هر مسلمی فریضه و واجب است برای خود یادگاری (وصیت نامه ) به جای گذارد تا دیگران از آن استفاده نمایند ؛ لذا این حقیر و بنده عاصی خدای بزرگ ، چند جمله و سطری به عنوان یادگارنامه برای شما هرچند قابل و لایق نیستم به جای می گذارم باشد تا بدین وسیله به هنگام خواندن این یادگارنامه ، ما را دعا کرده طلب مغفرت نمائید.

قبل از شروع به وصیت جملاتی را مرقوم می دارم؛

شهادت در راه خدا بهترین مرگ هاست. حال که قرار است از این دنیا و خانه موقت فناپذیر به دنیا ومنزلی جاودانه و ابدی پرواز کرده و هجرت گزینیم پس چه بهتر با مرگی شرافتمندانه دنیای فانی را وداع گوئیم

آری بهترین مرگ ها در نزد بندگان مخلص و خالص خدای تبارک و تعالی مرگ فی سبیل الله است و آن مرگ نصیب افرادی می گردد که خودساخته و توشه ای برای سفر طولانی برداشته اند و شهادت ، لایق می طلبد نه هر کس هر کسی را. این عبد عاصی و ذلیل حق ، آگاه به این مسئله و مطلب هستم که لایق شهادت نیستم ولی با این همه گناهان بیش از حدّ و اندازه ام ، باز امید به رحمت واسعه الهی داشته و امیدوارم که خداوند این فوز عظیم (شهادت) و هدیه اش را روزی من بگرداند انشاءالله .

اما حال وصایایی با شما سروران و معلمان گرانقدر ،خانواده مومن مکتبی و انقلابی ام. با شما خانواده ای که 16 سال و اندی برای این حقیر رنج و تعب کشیده مرا به هر رنج و غمی بزرگ کرده و امید داشتید که زحمات شبانه روزی و جبران ناپذیرتان مثمر ثمر واقع گردد. امیدوارم که نتیجه آن همه رنج ها و تعب ها را خداوند بوسیله پذیرفتن و عطا کردن فوز عظیم ( لقاءالله) به شما نمایان گرداند.

اکنون با شما عزیزان سخن ناقابلی دارم؛ شما ای بزرگواران ، نورچشمان و ای سرورانم؛ خود، آگاه هستید که همه ما امانتی بیش در دست شما و برای چند صباحی نبوده و امانت نیز تا زمان معینی در نزد افراد و یا فردی می باشد و پس از آن باز امانت را باید به صاحبش رجعت داد. این فرزند شما یک امانت بود در نزد شما. اکنون زمانی است که باید امانت را به صاحبش (خدای جل و علا) باز گردانید. امیدوارم از این محول نمودن و رجعت دادن غمگین و حزین نباشید. عاقبت همه ما مرگ است و سرانجام مرگ به سراغ ما می آید پس چه بهتر که ما به سراغش با شتاب برویم و به آن تفهیم نماییم که ای پایان دهنده به دفتر و کارنامه عاشقان، به رویت لبخند زدیم و با شتاب همچون عاشقی که به دنبال معشوقه اش می دود تا این که او را می یابد به دنبالت دویدیم و هنگام یافتن خندان و خوشحال به سویت پر می گشاییم.

خانواده ام ؛ گمان مبرید هنگامی را که سعادت و لیاقت شهادت روزی ما بشود لیاقت داشته و یا لایق بودیم نه ؛ این تنها دلیلی بر لطف بیکران و رحمت واسعه الهی است و آری آن هنگام ، زمان سجده شکر است.

ای بزرگواران و مربیانم ؛ دست از یاری و مدد پیر جماران و پدر جمله یتیمان ، امام بزرگوار روحی فداه بر نداشته و در خط منتهی به سعادت این عزیز اسلام و نیز روحانیت متعهد و مسئول این روح بخشان جوامع بشری قدم گذارده و گام بردارید. دست حمایت خویش را همانگونه که تا به حال از دامان این بزرگواران و سرمایه های اسلام محمدی(ص) یعنی روحانیت برنداشته اید بر ندارید که تنها گذاردن این عزیزان همان و جشن پیروزی اجانب و دشمنان همان و در نهایت عذاب الهی همان است.

با خانواده های محترم و معزز شهدا این چشم و چراغ ملت لطف و احسان نمایید و آنان را گرامی و عزیز دارید که خداوند را معزز دانسته و احترام به معبودتان نهاده اید.

نماز جمعه این تجلی گاه قیام و وحدت را فراموش نفرموده و با شرکت همیشگی خودتان به دشمنان بگویید که ما همیشه در صحنه بوده و هستیم و رخصت و اجازه نمی دهیم که شما سرنوشت ما را به دست کثیف تان گرفته و بنده و برده خود محسوب کنید.

کمک به جبهه ها را فراموش ننموده و به هر نحوی می توانید رزمندگان جان بر کف اسلام را یاری و مدد نمائید.

آخرین وصیت :

به هنگامی که کنار مزارم مشرف می شوید برای آمرزش گناهانم دعا نمایید.

اما وصیت به شما ملت الهی و فدایی شده و قهرمان و شهیدپرور و امت حزب الله این بنده حقیر و بنده ضعیف خداوند که لایق وصیت نمودن به شما استادان گرامی ام  نیستم ولی به عنوان تذکر چون ان الذکر تنفع المومنین، چند جمله ای می نویسم؛ با یاری عصاره اسلام عزیز قلب تپنده امت های مستضعف جهان  و خاصه ایران ، امام بزرگوار به اجانب اعلام دارید که ما دست از یاری حسین زمان و رهبر کبیر انقلاب مان تا آخرین لحظه و قطره خون مان بر نداشته و یاری این عزیز را برای خود فریضه می دانیم.

کمک به جبهه ها را که کمک به امام زمان (عج) و اسلام عزیز است فراموش نفرمایید.راه منتهی به سعادت ابدی شهدا را که خط محمد و علی و آلش(عیهم السلام ) است ادامه داده و در خط آنان گام بردارید.

روحانیت آگاه و دلسوز را تنها نگذارید که تنها گذاردن این بزرگواران مساوی است با بی یاور نهادن اسلام و امام عصر(عج) .امت قهرمان و شهیدپرور؛ اگر زمانی شهادت نصیب ما شد مبادا با خود بگویید که لایق بوده نه ، بلکه باید تعجب نمایید زیرا سزاوار و شایسته شهادت نبوده و نیستم و این لطفی از الطاف خداوند است که شامل حال مان شده است. از همه شما می خواهم که برای آمرزش معاصی و گناهان مان دعا کنید.

و اما وصایایی با جوانان؛ ای برادران و جوانان ایمانی به کمک برادران رزمنده خود بشتابید که این لحظه از حساس ترین لحظات سرنوشت ساز است. هیهات که شما جوانان غیور زیر بار ذلت بروید پس تکلیف اسلامی و میهنی شما اقتضا دارد که به سوی جبهه ها جوانمردانه هجوم آورید. رفتن به جبهه یک واجب کفایی است و اکنون جبهه ها محتاج به افراد است و این به همت شما جوانان است بروید و به مسئله جنگ خاتمه دهید.                    (امام خمینی)

ای جوانان؛ اکنون زمانی است که کربلای حسینی مکرر گردیده است و صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) از لسان مبارک و گهربار امام عزیزمان به گوش ما مسلمین و شیعیان می رسد و تنها در انتظار لبیک گفتن به ندای او می باشد اگر این عزیز زهرا (س) را یاری نماییم اسلام را مدد کرده و در صف و زمره رستگاران هستیم و اگر این بت شکن و حسین زمان را تنها گذاریم در زمره کسانی هستیم که اگر در زمان حسین (ع) آن جگرگوشه زهرا (س) هم می بودیم آن مظلوم را تنها گذارده و ماندن در دنیا را بر مبارزه کردن با یزید و یزیدیان و نیز شهادت در راه خدا ترجیح داده و تنها شعار می دادیم که حسین مظلوم و بی یاور است و این شعار بدون عمل مانند طبل تهی است .

ای جوانانی که همیشه شعار می دهید و عمل نمی کنید البته روی سخنم با آنانی است که تنها با شعار خیال می کنند راه شهدا را ادامه می دهند این شعارها همان طبل میان تهی است اگر واقعاً دلسوز برای کشور هستید و خود را پیرو پیر جماران می دانید به جبهه ها هم آمده و بنگرید که آیا شما راست می گویید یا عزیزانی که از همه چیز خود گذشته و هیچ گاه شعار نمی دهند و تنها با عمل اعلام می دارند که ما پیروان راستین اسلام عزیز هستیم.

زمانی افسوس می خورید که به هر کجا می نگرید تصویرهای یاران تان را مشاهده نموده و خود را تنها می بینید و زمانی غمگین می شوید که نظر نمایید به قبور شهدا که در میان آنان (شهیدان) فرزندان 13 و 15 و 16 ساله این امت قهرمان را که چگونه شما را  با لبان خاموش خویش لعن و نفرین می کنند و آن هنگام دیگر غمگینی شما هیچ سودی ندارد و باز زمانی اندوهگین می شوید که پدران و مادران و فرزندان معصوم شهدا با دید و چشمی حاکی از تنفر و انزجار به شما نگاه می کنند و ان زمان تنها راه چاره را مرگ می دانید و آن مرگ در بستر و ذلت و ننگ.

پس تا زمان موعود فرا نرسیده و شما محبوب هستید به سوی جبهه ها روانه شوید که هم خوشحال خواهید بود و هم خدای عز و جل.

آخرین سفارش؛

در خط روحانیت آگاه  و متعهد گام بردارید. ای آنانی که تنها وصیت شهدا را شعار قرار داده اید خدا گواه است فردا در پیشگاه احدیت و تمام شهدا مسئول هستید و من راضی نیستم شما در تشییع جنازه من و هیچ یک از مجالس و محافلی که برای من برگزار می گردد شرکت کنید. بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از این که افرادی همانند شما وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند این موجب آزردن روح ما شهدا می شود. اینها را گفتم و مرقوم داشتم که فردا مسئول نباشم چون کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.

باز هم تکرار می کنم که با عمل تان حزب الهی بودن خود را نشان دهید نه با شعار.

  •  رضا دهنویان آرانی
  •  رضا دهنویان آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع