گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ماشااله خلیفه آرانی

رمضانعلی

بسیجی

1345/12/10

1361/04/24

پاسگاه زید

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

در سال 1345 در خانواده اي مذهبي و متدين در آران متولد شد. او پس از دوران كودكي، دوران دبستان و راهنمايي را با موفقيت پشت سرگذاشت و نظر به اينكه از يك خانواده اي معتقد و مذهبي بوده و از اوان كودكي با عشق عميق به اسلام و قرآن و جلسات مذهبي رشد كرده بود و هميشه مشتاق كمك و همكاري به همنوعان خود بود.او از اخلاق و صفات شايسته برخوردار بود هميشه چهره اي گشاده و خندان داشت و كارها و اموريكه به او واگذار مي شد بخوبي انجام مي داد.

او همگام با قيام يكپارچه مردم مسلمان ايران برعليه شاه و مزدورانش در راهپيماييها و تظاهرات شركت فعالي داشت پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني در نهاد جهادسازندگي فعاليت خود را آغاز كرد و تا آنجا كه توان داشت با آن سن و قد كوچكش در اين امر مهم همكاري مي كرد و اوقات بيكاري خود را در روستاها براي جمع آوري محصولات كشاورزي به روستاييان و محرومين مي گذارند و با تشكيل بسيج سپاه شهرستان آران و بيدگل فعاليت عاشقانه و خستگي ناپذير خود را آغاز كرد روزها در مدرسه به تحصيل و شبها به پاسداري از اسلام و انقلاب اسلامي مي پرداخت.

با ورودش به دبيرستان جنگ تحميلي شروع شد و چون عاشق اسلام و امام بود براي رفتن به جبهه هاي نبرد، سر از پا نمي شناخت.او خيلي كوشش كرد كه براي رفتن به جبهه خانواده اش را راضي كند و هنگامي كه رضايت خانواده اش را كسب كرد بسيج به علت صغر سنش او را نمي پذيرفت و پس از مدتي كه توانست شرايط جسمي رفتن به جبهه را فراهم كند به پادگان آموزشي امام حسين (ع) تهران رفت و پس از طي دوران آموزش روانه ميدان نبرد شد و در آخرين روزهاي مأموريتش كه مصادف با شروع عمليات فتح المبين بود در آن عمليات شركت نمود.دراين حمله توانست سي مزدور عراقي را به تنهايي به اسارت درآورد پس از عمليات چند روزي را براي استراحت مرخصي گرفت و مجدداً در اعزام دوم در عمليات بيت المقدس شركت كرد و مجروح شد و پس از بهبودي نسبي براي مرتبه سوم عازم ميدان نبرد شد.ماشاء الله مي گفت در دفعات اول و دوم دانشگاه جنگ تجديد و مردود شدم و اين مرتبه كه سومين بار اعزام براي جبهه هاي نبرد هست بايد مدرك قبولي دانشگاه جنگ را ( شهادت ) بگيرموسرانجام در بيست و سوم ماه رمضان سال 1361 در عمليات رمضان به دست مزدوران بعثي به شهادت رسيد.

روحش شاد،يادش گرامي و راهش مستدام باد. 

بسم  ربّ الشهداء و الصدیقین

« فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ اُخرِجُوا مِِن دِیارِهِم وَ اُوذُوا فِی سَبیلی وَ قُتِلُوا لَاُکَفِّرَنَّ عَنهُم سَیِّئاتِهِم
وَ لَاُدخِلَـنَّهُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهَارُ ثَوَاباً مِن عِندِاللّهِ وَاللّه عِندَهُ حُسنُ الثَّوَابِ »     

آل عمران – آیه 195

پس کسانی که ( برای خدا ) هجرت کردند و از خانه های خود خارج شدند و در راه من آزار دیدند و جهاد کردند و کشته شدند هر آیینه بدی های آنان را
می پوشانیم و آن ها را در باغ های بهشتی که نهرها از زیر ( درختان ) آن ها جاری است داخل می کنم (که ) پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست . ( بهشت لقای الهی )

ملّتی که شهادت دارد ، اسارت ندارد  . ( امام خمینی )

ما بردگان همیشة تاریخ بودیم اگر شهیدی برنمی خواست .

وصیّت نامه را با حمد و ستایش خداوند و سپاس و تشکّر از زحمات همة نعمت هایی که به ما ارزانی داشته و با یاد خدا و حمد و ستایش و با سلام بر پیامبر اسلام محمّد (ص) و ائمّة اطهار و حضرت مهدی (عج) و با سلام بر نائب او امام خمینی دامت برکاته و درود بر شهیدان ، شهیدانی که جان خود را مشتاقانه در راه خدا و اسلام دادند و سلام بر کربلای حسین (ع) و سلام بر کربلاهای گرم و خونین ایران شروع می کنم .

اکنون که اینجانب بندة خدا و پیرو خطّ امام و دیگر دوستان به یاری پروردگار
می رویم تا در سنگری دیگر به نبرد رویارویی با دشمن اسلام و ایران بپردازیم . اکنون که قدم در راهی گذاشته ایم که مشتاقانه آزادی از اسارت خاک و پرواز در فضای لایتناهی ایمان در این راه با اسلحة شهادت زنجیرهای بندگی را گسیخته و اسماعیل وار در قربانگاه عشق الهی جان باختند و شاید با شلیک گلوله ای یا انفجار مینی و یا ترکش خمپاره ای به صفوف همرزمان و همسنگران بپیوندم و انسان یک بار بیش تر نمی میرد و چه بهتر که این مردن در راه الله باشد . چنین انسانی هرگز خود را تنها ، بی پناه و سرگردان نمی یابد و بی ارزش نمی یابد . بالعکس خود را ذرّه ای بی انتها وابسته به ابدیّتی بی پایان و به عظمتی بس با شکوه و به کمالی
بی غایت دوست داشتنی می یابد .

- اوّلین سخنم با مادرم : اگرچه جبران زحماتت برایم محال است ولی به خواست خدا و در سایة اسلام در جبهة نبرد حق و باطل با شعار لااله الاّ الله و محمّد (ص) رسول الله شهادت می دهم باشد که مدال شهادت من بر سینة تو نشانی از قدردانی و تشکّر از تو ، مادرم گرچه من از فرزندان مفیدی برای تو نبودم و چهارمین فرزند شما بودم که به جبهه اعزام شدم و در این راه دیگر برادرانم بر من مقدّم هستند ولی می خواهم بقیّة برادرانم را آماده سازی تا همگی در این راه طیّ طریق کنند ، مادرم مبادا برای من ماتم بگیری و بگریی و سیاه بپوشی که این سخت مرا می آزارد شاد باش و شادمان زی و لباس شادی بپوش که من در راه رسول خدا جان دادم و زنده شدم و زندگی جاوید یافتم سربلند و پُر افتخار زندگی کن که من زنده ام .

- مادرم ! کوه باش و چون کوه استقامت کن . لحظه ای از نام و یاد خدا غافل مباش . مادر اگر خواستی گریه کنی برای قاسم و حسین و برای شهیدانی که پدر و مادر ندارند و برای مجروحین و معلولین و فرزندان یتیم گریه کن که ...

- و تو ای پدرم ! من هیچ گاه نتوانستم اندکی از مسئولیّت هایی که از تو به گردن من بود انجام دهم و اکنون که به سوی خدا می روم ، مسئولیّت دیگر برادرانم برای تو سنگین تر می شود . آن ها را نیز مهیّا ساز و آماده کن و اگر چه زیر بار مسئولیّت یک خانوادة ده نفری کمرت خم می شود ولی باشد که با مدال افتخار شهادت من بر سینه ات سربلند و استوار شوی .

- پدرم ! اگر از پیشت می روم هیچ نگران و ناراحت مباش . این درسی است که حسین (ع) به ما آموخته است و ما مرگ در راه خدا را بر زندگی ذلّت بار ترجیح می دهیم .

- پدرم ! دیگر برادران و دوستان را به این راه تشویق کن .

- و تو ای برادرم ! تو نیز خود را آماده ساز و مهیّا شو تا اسلحه ای را که در دست من و دیگر برادرانم بوده است و بر زمین افتاده است مگذار بر زمین بماند و آن سلاح را برگیر و در راهی که من و دیگر برادرانم قدم گذاشتیم که همانا راه حقّ حسین (ع) است به راه افتاده و در این راه با کافران و متجاوزان و یزیدیان مبارزه کن و مگذار کسانی که از خاندان یزیدیان برخواسته اند تا با حسین زمان ، خمینی بت شکن مبارزه کنند .

- و امّا تو ای خواهرم ! بعد از شهادتم مسئولیّت تو بیش تر می شود و زینب گونه رسالت خود را انجام بده و پیام سرخ شهادت را به دیگران بفرست و هم چون زینب با ناملایمات و سختی ها دست و پنجه نرم کن . خواهرم تو بر من گریه مکن و بر من سیاه مپوش و ناراحت مباش و افتخار کن که برادری ناقابل داشتی و آن را هم در راه خدا دادی و شهید شده و هم چنان استوار باش و تو در بین خواهرانت نمونه باش و به آن ها درس بده و دیگران را به این راه ارشاد کن که این راه خدا است .

- و امّا شما خواهران و برادران عزیز و مبارز در پشت جبهه ! پیرو خطّ امام باشید و از سخنان و گفتار امام این پیر زمان ، بت شکن زمان و حسین زمان ، خمینی کبیر درس بگیرید و هرچه می فرماید رفتار کنید .

- و شما ای ملّت غیور نگذارید که این منافقان و متجاوزان به این انقلاب ضربه بزنند و با این منافقان و متجاوزان به صورت جنگی و رزمی مبارزه کنید و همان طور که علی (ع) می فرماید : کار این جنایتکاران جز با قدرت سلاح کوبنده ای که روح پلید آن ها را از کالبدشان خارج سازد و ضربة قاطعی که سرهایشان را از تن جدا نماید و استخوان هایشان را در هم بشکند و دست و پاهایشان را قطع کند دست از گستاخی خود برنمی دارند فقط در صورتی این دشمنان حقیقت و انسانیّت تسلیم می شوند که نیروهایشان به وسیلة حملات پی در پی سپاه شما و واحدهای رزمی و گروه های ضربت ( چریکی ) متلاشی گردند و مراکز سوق الجیشی تحت نفوذشان در هم کوبیده شود .

- ای ملّت عزیز ! دنباله رو شهیدان باشید و نگذارید که خون شهیدان پایمال شود و شما ای ملّت عزیز ! امام را هیچ گاه از یاد نبرید و او را دعا کنید و رزمندگان را نیز دعا کنید .

به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر لشکر کفر صدام و طول عمر امام خمینی و تداوم انقلاب اسلامی ایران تا ظهور حضرت مهدی (عج)

والسّلام علکیم و رحمه الله و برکاته

ماشاء الله خلیفه آرانی

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

 

  •  ماشااله خلیفه آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع