گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

اصغر حیدری مقدم آرانی

علی

بسیجی

محصّل

1342/02/01

1361/03/19

خرمشهر

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

در تاريخ 1345/3/24 مصادف با بيستم ذيحجه در محله مسلم آباد آران كودكي بدنيا آمد كه خانواده در جستجوي اسمي با مسمي براي نامگذاري وي بودند . ايام محرم پيش آمد و چون در هيئت عزاداران آن محله هر ساله در مراسم بعنوان تعزيه كودك شيرخواريي را به ياد علي اصغر امام حسين ( u ) در بالاي دست مي گرفتند تا جلسه از معنويت ويژه اي برخوردار باشد لذا در آن سال اين كودك به همين عنوان در تمام تكيه ها به همراه هيئت عزادران در گهواره مربوط قرار دادند.بعد از پايان اين مراسم بود كه خانواده نام اصغر را براي او انتخاب نموداند.

 اصغر براي شروع تحصيل علم و دانش به دبستان بونصر شيباني پانهاد . با اتمام دوران ابتدايي تحصيلي بيداري ملت ايران عليه ظلم و استبداد رژيم وقت شروع شد كه در اين ميان يك شب كه مردم كنار خيابان تجمع كرده بودند اصغر هم در آن محدوده با برادرش ايستاده بود.نيروهاي نظامي رژيم شاه حمله مي كنند كه در موقع متفرق شدن مردم ، باطومي به اصغر اصابت مي كند.

 با پيروزي انقلاب اسلامي اصغر در مدرسه راهنمايي شهيد خدمتي آران مشغول تحصيل شد،پس از اتمام كلاس دوم راهنمايي بنا به درخواست خودش جهت اشتغال،در كارخانه مخمل و ابريشم كاشان ثبت نام كرد.دراين ايام كه جنگ تحميلي عراق عليه ايران شروع شده و جوانان براي دفاع از اسلام و مملكتشان داوطلبانه عازم جبهه جنگ مي شدند،اصغر هم به نوبه خود در پي آن بود كه برصف رزمندگان بپيوندد.هنوز 8 ماه از اشتغالش در كارخانه نگذشته بود كه ديگر تاب و توان ماندن درشهر و تماشاي اعزام بسيجيان به جبهه را نداشت لذا براي ثبت نام به بسيج آران مراجعه ولي بعلت سن بسيار پايينش از او ثبت نام بعمل نمي آوردند. بطوريكه براي واجدالشرايط قلمداد نمودن از لحاظ سن براي اعزام به جبهه علاوه بر شناسنامه خود ديگر شناسنامه اعضاي خانواده را دستكاري كرده بود ودر پاسخ مسئول اعزام نيروي بسيج كه شما خيلي كم سن هستيد.مي گفت : اگر من جثه ام كوچك است ولي توان اعزام به جبهه را دارم.بالاخره اصغر با آن عشق و علاقه غير قابل وصفش موفق به ثبت نام شد و با ديگر بسيجيان داوطلب به جبهه جنگ در تاريخ 1361/1/15 براي گذراندن دوره آموزش عمومي جبهه عازم پادگان آموزشي حمزه سيدالشهداء تهران شد و بعد از گذراندن دوره فشرده آموزش آنها را با هواپيما به جبهه اعزام و در مرحله دوم عمليات بيت المقدس براي آزادسازي غرب جاده اهواز خرمشهر همراه با برادرش كه در يكي از گردانهاي تيپ 7 ولي عصر (عج) سازماندهي شده بودند شركت كرد.

اصغر كه نوجواني كم سن و سال بود فرمانده اش اجازه نمي دهد تا اسلحه به او تحويل دهند و قصد داشت تا او را در عقب خطوط جنگ به كاري گمارد ولي با اصرار و سماجت او كه روبرو مي شود مجبور مي شود تا او را بعنوان نيروي كمكي در گردان سازماندهي و در عمليات شركت دهدكه به ياري خداوند منان اين مرحله از عمليات هم با پيروزي كامل به اتمام رسيد.

اصغر به همراه گردان براي بازسازي و سازماندهي مجدد به عقبة خطوط منتقل مي شوند و براي مرحله سوم و چهارم عمليات( فتح خرمشهر ) بااصرار فراوان مسلح  شد و بعنوان تك تيرانداز در اين مرحله از عمليات هم به همراه برادرش شركت كرد.

 در اين مرحله از عمليات بود كه اصغر همچون برادرش براثر اصابت تركش خمپاره دشمن بعثي عراق ، مجروح و به عقبه خطوط جنگ منتقل و از آنجا به بيمارستان مهر تهران منتقل مي شود ، ولي بعد از تلاش دو هفته اي پزشكان معالج به علت اصابت تركش خمپاره به ناحيه سر و جراحت زياد بعد از 16 روز بستري در حالت اغماء در سحرگاه مورخه 1361/3/19 در سن 16 سالگي به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

 

روحش شاد،يادش گرامي و راهش مستدام باد. 

بسم الله الرحمن الرحیم

« مَن جاهدو فَانَّما یُجاهد لِنفسه إنَّ اللهَ لَغنیٌّ فی العالمین » « قرآن کریم »

هر کس که در ایمان جهد و کوشش کند ، به سود خود کوشش کرده است ، زیرا که خداوند از عالمیان بی نیاز است .

سخن خود را به نام یاری دهنده مستضعفان جهان و با درود و سلام به سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) و رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، که سالیان سال برای تداوم اسلام کوشید و فرزندان خود را در این راه قربانی نمود شروع می کنم .

- پدر ، مادر ، برادران و خواهران مهربانم ! اینجانب اصغر فرزند و برادر کوچک شما ، از راه دور صورت پُر مهر شما را می بوسم و از شما می خواهم اگر بدی از من دیده اید برای خدا مرا ببخشید و حلال کنید . امیدوارم در روز موعود بتوانم در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی شفیع شما باشم و زحمات شما را جبران کنم .

همه می دانیم و شکّی نیست که پیروزی حق ، خود بخود صورت نمی گیرد ، بلکه به حمایت افراد نیاز دارد . در تاریخ دیده نشده که جنگی بدون سختی و ریختن خون به پیروزی برسد ، انقلاب اسلامی ایران را مشاهده کنید که با کشتن هزاران پیر و جوان و زن و مرد به پیروزی رسید . لذا من چون احساس مسئولیّت کردم آگاهانه و داوطلبانه این راه را که آخرش رسیدن به الله است انتخاب کردم و برای پاسداری از انقلاب روانة جبهة جنگ حق علیه باطل شدم و خود عاشق شهادت در راه الله هستم . إن شاء الله که برادرانم و دیگر جوانان ملّت ایران راه ما که همان راه اسلام است را ادامه دهند و با یاری کردن امام عزیزمان این انقلاب و جنگ را به پیروزی برسانند .

- مادرم ! به خدا قسم پیرمرد بسیجی 112 سالة گروه اعزامی ( که از همین آران کاشان اعزام شده بود ) برای ما سخنرانی می کرد لرزه بر اندامم افتاد و اراده و استقامتم را بیش تر نمود . واقعاً برای ما جوانان ننگ است در حالی که چنین پیرمردانی برای دفاع از اسلام در مقابل کفر اسلحه به دست گرفته اند ، در خانه بنشینم و تماشاگر باشم .

- پدر و مادر عزیزم ! می دانم که خبر شنیدن شهادتم برایتان گران تمام می شود ، ولی در مقابل اسلام هیچ مسئله ای نیست و از شما می خواهم صبر و بردباری الهی از خودتان نشان دهید .

- خواهرانم ! شما هم در پشت جبهه یعنی در اجتماع وظیفه ای دارید که باید زینب گونه پیام شهیدان را با اعمال و رفتارتان در جامعه گسترش دهید .

- و شما ملّت قهرمان ! با شرکت خود در نماز جمعه که بزرگترین و مهمترین اجتماع و دانشگاه مسلمین است ، هر چه بیش تر در وحدت و برادری خود بکوشید ، جانبازان عزیز و خانوادة شهدا را احترام کنید و نگذارید احساس تنهایی کنند که اگر از دست ما ناراحت باشند ، در روز قیامت باید جوابگوی شهدا باشیم ، در همه حال روحانیّت مبارز و متعهّد را همراهی کنید . إن شاء الله که به زودی پرچم پر افتخار اسلام در تمام نقاط جهان به اهتزاز در آید .

 

والسّلام علی عباده الصّالحین

فرزند کوچک شما : اصغر

امضا : 1361/2/25

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

 

  •  اصغر حیدری مقدم آرانی
  •  اصغر حیدری مقدم آرانی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع