گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

مرتضی حیدری زاده

علی اکبر

بسیجی

محصّل

1345/10/01

1361/03/03

خرمشهر

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

 او در خانواده اي مذهبي در آران ديده به جهان گشود.پس از گذراندن دوران كودكي جهت كسب علم و دانش پاي به دبستان گذارد و پس از آن در سال 1357 دوره راهنمايي را شروع كرد.ضمن تحصيل براي اهل بيت عصمت مداحي مي كرد.مرتضي تحصيلات خودرا تا سوم راهنمايي ادامه داد.او يكي از فعالان در امور سياسي محله بخصوص انتخابات رياست جمهوري شهيد رجايي بود.

در كارهاي هنري از جمله تئاتر موفق بود و يكي از تهيه كنندگان تئاتر بود.مرتضي تربيت شده مفقودالجسد حجه الاسلام اصغر مدبر بودو و درس ايثار و شهادت را از او آموخته بود . در مسجد محله براي نمازگزاران تكبير مي گفت. آري هنوز صداي دلنشين الله اكبرش در گوشها طنين انداز است . چند ماهي از شروع جنگ نگذشته بود كه عزم رفتن به جبهه كرد و اوايل مهرماه 60 به جبهه آبادان اعزام شد.براي سومين باري كه به جبهه مي رفت پابه جبهه خونين شهر گذارد.او مردانه دراين دفاع مقدس جنگيد و خون او و خون هزاران شهيد ديگر اين خطه از كشورمان را آزاد كرد .آري خونش خاكهاي گرم و سوزان و سنگرهاي جنوب را رنگين كرده و به لقاءالله پيوست.

بسم الله الرحمن الرحیم

« مِن المؤمنینَ رجالٌ صَدقوا ما عاهدوا اللّهَ عَلیهِ فَمِنهُم مَن قَضی نَحبُهُ وَ مِنهُم مَن یَنتظروا ما بَدّلوا تبدیلا »

با درود و سلام بیکران به امام امّت اسلام و رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی ( مدظله العالی ) وصیّت نامه ام را با سخنی از رسول اکرم (ص) آغاز
می کنم .

هیچ قطرة خونی هم چون قطرة خونی که در راه خدا ریخته می شود نزد خدا محبوب نیست . آری هر انقلاب خون می خواهد ، امّا انقلابی که رهبریش قاطع چون امام امّت باشد بیش تر خون می خواهد . ما به فرمان رهبر کبیرمان در برابر تجاوزگران می ایستیم و با آنان نبرد می کنیم و سرانجام شهادت را انتخاب
می کنیم . اکنون که در جبهه های نبرد حق علیه باطل می جنگیم هر لحظه فریادم رساتر می شود که « اللّهم ارزقنی توفیق الشهادت فی سبیله » پس ای خدای بزرگ توفیق شهادت را نصیبم گردان تا بر تجاوزگران و منافقان ثابت شود که ما اگر هزاران جان هم می داشتیم در راه دفاع از اسلام و میهن عزیزمان به رهبر انقلاب هدیه می کردیم . اکنون ای خدای بزرگ تو را شُکر و سپاس می کنم که سرانجام شهادت در راهت را نصیبم گردانیدی .

- امّا وصیّتم به تو ای مادر مهربان ! چون کوه استوار باش که داغ دل فرزندت تو را نلرزاند و اگر خواسته باشی در شهادتم گریه کنی بر پسر فاطمه ، حسین مظلوم گریه کن که روز عاشورا فریاد زد « هل من ناصر ینصرنی » آیا کسی هست مرا یاری دهد ؟ امّا کسی نبود که پسر فاطمه را یاری دهد .

- و امّا تو ای پدر مهربانم ! خدا را شُکر کن و بر خود ببال و افتخار کن که فرزندت به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین در کربلای ایران پاسخ داد و به یاری فرزند پیغمبر برخواست و جان خود را فدای اسلام کرد .

- امّا شما ای امّت اسلام و ای ملّت سلحشور ایران ! اکنون مسئولیّتی بزرگ بر دوش شماست و آن هم یاری امام امّت است و شما باید بدانید که اگر خدای نخواسته از فرمان امام امّت سرپیچی کنید مانند آن است که امام زمان (عج) را تنها گذاشته باشید و در روز قیامت در برابر خدا مدیون شهیدان و پدر و مادر شهیدان مسئول خواهید بود و شما نباید جنگ را فراموش کنید زیرا جنگ نعمتی بس عظیم است . به امید پیروزی هر چه زودتر لشکریان ظفرمند اسلام بر مزدوران پلید امریکا و برگزاری نماز وحدت در کربلا و قدس به امامت امام خمینی .

والسّلام

مرتضی حیدری زاده

امضا : 1361/1/26

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

 

  •  مرتضی حیدری زاده
  •  مرتضی حیدری زاده
  •  مرتضی حیدری زاده
  •  مرتضی حیدری زاده

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع