گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

غلام رضا حمزه ای بیدگلی

عباس

بسیجی

محصّل

1345/10/01

1362/12/09

طلائیه

گلزار شهدای هفت امام زاده بیدگل

غلامرضا در اوّل دی ماه 1345 در خانواده ای متدیّن ، مذهبی و متوسط جامعه در بیدگل متولّد شد .

وی که دوّمین شهید خانواده بود ، در دامان مادری عاشق اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و در کنار پدری زحمتکش رشد کرد .

درآمد حلال و پاک خانواده از او فرزندی تحویل اجتماع داد که از وقتی خودش را شناخت عاشق ائمه اطهار و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود .

شش ساله بود که وارد جامعه جدیدی به نام مدرسه شد و با موفّقیّت دوران ابتدایی را در مدرسه کاشانچی پشت سر گذاشت .

او درد و مشکلات خانواده اش را احساس می کرد و متوجه فشارهای اقتصادی بود به همین علّت ضمن درس خواندن ، به کار هم مشغول شد تا کمک خرجی برای والدین مهربانش باشد .

دوران راهنمایی را در مدرسه شهید نیکبخت شروع کرد و با موفّقیّت به پایان برد . غلامرضا همان قدر که به درس و مساعدت به خانواده اهمیّت می داد ؛ به مسائل مذهبی ، شرکت در جلسات قرآنی و دینی هم اهمیّت داده و حضوری فعّال داشت . برخوردش مهربان و همیشه با تبسّم بود .

هنگامی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی شروع شد ، او دوازده ساله بود ولی با سنّ اندکش در راهپیمایی ها و فعّالیّت های انقلابی حضور پیدا می کرد .

با ورودش به مدرسه راهنمایی ، جنگ عراق علیه ایران شروع شد و ایشان هم علاقه زیادی برای رفتن به جبهه داشت ولی هنوز از سنّ کافی برای اعزام برخوردار نبود تا هنگامی که دوره راهنمایی را گذراند و وارد دبیرستان شد و در سال 1366 به عنوان بسیجی وارد جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و پس از مدّتی به شهادت رسید که پیکر مطهرش در مناطق عملیاتی به جا ماند که پس از نه سال به وطن بازگشت .

 

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نبرید آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلاکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.

ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. ملتی که شهادت را سعادت می داند پیروز است.      امام خمینی

خداوندا؛ می دانی مدتها بود آرزو داشتم به جبهه اعزام شوم و به عنوان سربازی کوچک در رکاب آقا امام زمان (عج) باشم. و حال که به این آرزویم رسیده ام احساس می کنم مانند کبوتری هستم که پس از سال ها زندانی شدن در قفس در انتظار آزاد شدن از قفس آزاد گشته و در میان سربازان آقا امام زمان (عج) به اسلام و جامعه اسلامی خدمت می کنم.

خداوندا ؛ می دانی برای آب نمی جنگم چرا که آسمان می بارد و برای خاک نمی جنگم چرا که خاک مرا می بلعد، برای آن می جنگم که حسین بن علی (ع) در صحرای کربلا جنگید و در این راه شهید شد و من هم خط سرخ شهادت را از سرور آزادگان حسین بن علی (ع) آموخته ام.

خداوندا ؛ می دانی که تمام هستی و وجودم ، پر کشیدن به سوی دنیایی دیگر که سرشار از نور هستی توست می باشد و خود را برای رسیدن به لقای تو مهیا می سازم و در این  جا چند جمله ای به عنوان وصیت نامه می نویسم:

من در حالی این وصیت نامه را می نویسم که لحظاتی دیگر عازم خط مقدم هستم و شاید ساعاتی دیگر به مرگم نمانده باشد و لاکن الآن که عازم خط مقدم هستم با چه روحیه ای و با چه عشقی به حسین و شهادت عازم هستم.

وصیتم به پدرم ؛ پدرجان قبل از هر چیز سلام علیکم پس از عرض سلام امیدوارم موقعی که این وصیت نامه را می خوانید ناراحت نشوید و همچنان در راه پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی کوشا بوده و همه کارهای شما تنها برای خدا باشد تا کارهای شما باعث رضای او شود و انشاالله قبول کند.

پدرم ؛ آیا می خواهی که در قیامت سربلند و مفتخر باشی و در پیشگاه امام حسین (ع) روسفید باشی و خود را از آتش جهنم رهایی بخشی؟ بر توست که در مرگ ما بی تابی نکنی و اجرت را با زجر خود ضایع نگردانی و از این که فرزندان دلبندت در راه اسلام به خون خود غلطیدند خرسند و سرافراز باشی که در این صورت روح ما را نیز شاد کرده ای.

وصیتم به مادرم ؛ درود بر تو و افتخار بر تو و سلام بر تو که فرزندانی تربیت کرده ای که در راه اسلام جهاد کرده اند و در این راه ماندند تا به شهادت رسیدند. مادری نمونه و اسوه شدی و بر مادران است که از تو درس شهامت و مربی گری را بیاموزند تا انها نیز فرزندانی تربیت کنند که مفید به حال اسلام و کشور اسلامی باشند. تنها خواهشی که از تو دارم این که همه دردها و سختی ها را به حساب خدا بگذاری تا درقیامت در کنار حضرت فاطمه (س) قرار بگیری و از این که فرزندان تو فرزندان فاطمه (س) را یاری داده اند خوشحال باش و سایر برادرانم را نیز مهیای دفاع از اسلام بساز و از این چه راهی بهتر که انسان فرزند فاطمه (س) را یاری دهد و در راه او جهاد کند و به شهادت برسد.

مادرم ؛ می خواهم در این هنگامه آخر به عنوان آخرین کلامم با تو از تو خواهش کنم که در شهادت من صبور باشی و در فراق عزیزان شهیدت زینب وار زندگی کنی و پیام ما را که دفاع از اسلام است را همیشه در ذهن خود داشته باشید.

وصیتم به برادرانم ؛ تنها آرزویی که دارم این است که می خواهم بعد از شهادتم سنگرم خالی نماند تا پرچم اسلام افراشته شود. برادرم علی محمد که همیشه هر کجا هستی و در هر شرایطی ، فقط به فکر اسلام و پیروزی آن باشی. مطمئنم که شما نیز در راه اسلام گام برداشته و برخواهی داشت و از همه شما طلب حلالیت می کنم و از خداوند متعال می خواهم از گناهان من درگذرد و مرا در خوان نعمتش در جنت مهمان گرداند.

وصیتم به خواهرانم ؛ مدتی بیش نیست که در سوگ برادرتان رجبعلی نشسته اید و امروز نیز در سوگ برادر دیگرتان . ولی می دانم که ایمان شما و روحیه شما همه این مصائب را تحمل می کند و سخت ترین مصیبت ها را در راه خدا لذیذترین لذایذ می دانید و بر این گونه مصائب شکیبا هستید و از شما نیز می خواهم که مرا حلال کنید و پیام خون همه شهدا را در نظر بگیرید و دَین خود را به شهدا ادا کنید و از شما می خواهم که اگر از من اشتباهی دیدید حلالم کنید.

پیامم به مردم و دوستانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

غیرت مندانه ترجیح دهید و سنگر اسلام را خالی نگذارید که اگر این طور باشد این گناهی نابخشودنی خواهد بود و در پیشگاه خدا و خلق خدا و شهدا شرمنده و روسیاهید. جای سوال نیست که مرگ ما را در اوج ذلّت بگیرد و از شهادت افتخار آمیز در راه خدا گریزان باشید که این شیوه آزادمردان جهان نیست؟؟؟؟؟؟؟؟

در پایان از همه می خواهم که اگر از من اشتباهی دیده اید طلب حلالیت می کنم و امیدوارم همیشه امام را دعا کنید چرا که ما هر چه داریم از امام داریم. معلولین و مجروحین را دعا کنید . اسرا را دعا کنید تا آزاد شوند . دعا کنید مفقودین جنازه هایشان هر چه زودتر پیدا شود.

در پایان از پدران شهدا می خواهم که اگر برای یک دقیقه هم شده است به زیر جنازه من بیایند و جنازه ام را تشییع کنند تا گناهان این بنده حقیر بخشیده شود و در خاتمه از شما می خواهم وصیت نامه ام را در جلو پایگاه صاحب الزمان بخوانید. وقت دیگر نیست و آماده باش است خداحافظی می کنم و فقط امام را فراموش نکنید و مجدداً در پایان از همه طلب حلالیت می کنم.

بنده خدا غلامرضا حمزه ای

ساعت 8 بعد از ظهر     1362/11/30

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار  

 

 

 

  •  غلام رضا حمزه ای بیدگلی
  •  غلام رضا حمزه ای بیدگلی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع