گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

حسن علی جعفری نوش آبادی

غلام رضا

سرباز سپاه

1347/03/01

1365/12/28

شلمچه

گلزار شهدای امام زاده محمّد (ع) نوش آباد

*نامه ای از شهید عزیز حسنعلی جعفری*

به نام خدا - به نام خدایی که به انسان جان داده - به گل لطافت به شبنم ظرافت و به کوه صلابت به آسمان عظمت و به نام خدایی که محبت در جانها جای داده است.

خدایا - الها - معشوقا بعد از چندین طلوع و غروب خورشید و ماه باز نور و کرامت و لطف تو روزنه ای در قلب سیاه و آلوده ام گشود و مرا بسوی تو پرواز نمود و زبانم به سخن گشوده شد.

آری خدا باز برای خالی کردن دردهای دلم قلم برداشته و کاغذ را سیاه می‌نمایم تا شاید گفتگوی با تو، سیاهی قلبم را بر روی کاغذ پیاده کنم و دردهایی که شاید بعلت فراموشی چند صباحی دیگر فراموش نمایم آثار آن را روی کاغذ داشته باشم.

ای خدا چه بگویم که تا ناگفته به آن دانایی. بالاخره خداوندا سال ۶۵ هم ساعاتی بیش نمانده هرچند در این سال بجز عصیان و معصیت تو را نکردیم هرچند در این سال پربرکت پیروزی‌های بزرگی بدست این اسلام و مسلمین آمد ولی پروردگار در این سال دوستان زیادی از دست دادم که هر کدام داغ سنگینی بر روی دل ما نهادند.

خدا دیگر چهره‌های نورانی محمد و نعمت الله منصوری را نخواهم دید، دیگر با برادر علیرضا صادقی هم کلام نخواهم شد دیگر نامه ای از سوی برادر مهدی ملکی و اکبر مکاری بدستم نخواهد رسید دیگر  سمیه بابایی نخواهد داشت که او را نوازش کند و مهر و محبت پدری را به او بنمایاند، دیگر با محمد منصوری و اکبر مکاری به گلزار نخواهیم رفت دیگر رضا عباس زاده و حسین سبیلی را در صفوف نماز جماعت نخواهم دید، دیگر اصغر طاهری را زیارت نخواهم کرد دیگر با عباس روشنی شوخی نخواهم کرد،

و خدا چرا همه رفتند و من ماندم، خدا این جمله نه به باب ناشکری و کفر گفتن باشد،

خدا بر بی لیاقتی خود تأسف می خورم که دوستانم یکی پس از دیگری به تو پیوستند من هنوز در این دنیای فانی به گناه و معصیت مشغولم.

خدا دیگر تحمل دیدن قبر دوستانم را ندارم، خدایا دیگر تحمل سیاه پوش کردن مادران را ندارم.

خدا دیگر تحمل دیدن بچه‌های خردسال را بر روی قبرهای پدرانشان را ندارم.

خدا خدا خدا خدا چه بگویم دلم زا به چه چیز خوش کنم به گناهان خودم یا به خیر این دنیای بی‌وفا.

آه خدا عهدهای قبلم را برای سال آینده تجدید می‌نمایم که ای خدا اگر قرار شد که حتی قطره ای از خونم ریخته شود خدا فقط و فقط برای رضای تو باشد و در راه تو ریخته شود.

خدایا اگر قرار است مرا از این دنیا ببری مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده و اگر درد و مصیبتی به من دادی صبر آن را نیز به من عطا بفرما.

خدایا سال ۶۶ را برای خود سال خودسازی و مبارزه با نفس قرار داده و به احترام ۱۴ معصوم ۱۴ عهد می بندم که در سال ۶۶ به اجرا درآورم و در عمل و اجرای آن از تو کمک می‌خواهم.

ساعت ۷:۳۵ شب تاریخ ۶۵/۱۲/۲۸    حسنعلی جعفری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام آن که از سوی او آمده‌ایم و عاقبت به پیشگاه مقدسش باز خواهیم گشت و با سلام به ساحت مقدس امام زمان(عج) و با درود به پیرجماران، امید محرومان جهان، نورچشم رزمندگان امام‌خمینی و با سلام به امید امت و امام آیت‌الله منتظری و با درود و سلام خدمت ملت شهیدپرور همیشه در صحنه ایران چند جمله‌ای به عنوان وصیت‌نامه بیان می‌کنم.

ابتدا چند کلامی به معشوقم خداوند تبارک و تعالی

خدایا، معبودا، بزرگوارا، ای که هیچ قدرتی در برابرت قابل قیاس نیست. ای تو که دریای کرامت و لطفت ساحل ندارد و ای تو که هیچ بنده توبه‌کننده از اعمال زشت را از درگاه خود نمی‌رانی. بارها معصیت کردم ولی باز تو مرا پذیرفتی. ولی ای رحمان و رحیم برای آخرین بار به‌سوی تو رو کرده و از اعمال بدم طلب بخشش می‌کنم و امید تو و یاری تو پس از عمری عصیان سعی بر ترک گناه می‌کنم و از تو یاری می‌طلبم که مرا از وساوس شیطان حفظ کرده و موفقم بداری. از این لحظه می‌خواهم راه پیشوایم علی ابن ابی‌طالب را پیشه کنم و راه سرورم حسین ابن علی(ع) را شروع کرده و در برابر تمام یزیدیان ایستاده و تا آخرین لحظه عمر و تا آخرین قطره خون در این راه مبارزه نمایم. پس ای قادر باری‌تعالی مرا در این راه کمک کن که بدون یاری تو هیچ و پوچم.

اما چند سخنی با امام بزرگوارم:

ای امام عزیز درود خدا و پیامبران خدا و بندگان خاصش بر تو باد که اگر تو نبودی معلوم نبود جوانان ما در چه راهی بودند معلوم نبود بر سر اسلام عزیز چه آمده بود و با قرآن پرفرازمان چه کرده بودند. ای امام بزرگوار از این لحظه که سخنانم روی کاغذ نوشته می‌شود و روی نوار ضبط می‌شود با خدای خود پیمان می‌بندم که تا آن لحظه که جان در تنم باشد و توان انجام دادن کوچک‌ترین کاری را داشته باشم دست از اسلام و امام برنمی‌دارم و تا آخرین قطره خونم در راه  اسلام مبارزه کرده و خدماتی که در دستم باشد را انجام می‌دهم هرچند قابل نیستم ولی از خداوند تبارک و تعالی سعادت و لیاقت آن را خواهانم.

کلامی با مردم همیشه در صحنه:

ای مردم دلیر، ای مردم رزمنده، ای مردم ایثارگر و شهیدپرور و همیشه در صحنه، سلام، سلامی به گرمی خون شهیدان به شما باد. امیدوارم که سلام بنده حقیر را پذیرا باشید و از کارهای روزانه و فعالیت های بی‌پایان‌تان خسته نباشید. خداوند به شما قوت عطا کند بنده هرچند لایق هم کلامی با شما نیستم ولی چند سخن به عنوان تذکر و یادآوری بیان می‌کنم: ای مردم شجاع خود می‌دانید که قبل از جنگ و قبل از انقلاب اکثر شما تأسف می‌خوردید که چرا در زمان سرور آزادگان اباعبدالله الحسین نبودید تا او را یاری کنید و به ندای هل من ناصر ینصرنی او لبیک گویید ولی خوشبختانه در زمانی نه چندان دور حاجت‌تان برآورده شد و مبارزه با یزیدیان آغاز شد پس بدون هیچ شک و تردیدی امام زمان‌تان را یاری کرده که راه او به جز راه حسین ابن علی نیست پس اگر امام‌تان را تنها گذاشتید درست مثل این است که در زمان امام حسین(ع) کار کوفیان را کرده‌اید که راه او به جز راه حسین ابن علی نیست. پس اگر امام‌تان را تنها گذاشتید درست مثل این است که در زمان امام حسین(ع) کار کوفیان را کرده‌اید و بدانید که تمام سخنان امام نشأت گرفته از سخنان پیامبران و اولیاءالله است و سخن پیامبران همان سخن خداوند است. بنابراین اگر به سخنان امام‌تان گوش داده و عمل نمایید جای هیچ نگرانی نیست که امام خود حلَال همه مشکلات است و در آخر عرض می‌کنم که از این خط‌بازی و این شخصیت و آن شخصیت دست بردارید هرکه امام با او بود و او با امام شما هم با او باشید و بدانید که اگر خطری شما را تهدید کرد قبل از همه امام خود، وی را خوانده و در برابر چند تن از شخصیت‌های کشوری او را نصیحت کرده سپس به او اخطار می‌دهد که اگر عوض نشوی تو را به دستور اسلام زندانی می‌کنم پس خود دانید و خدای خود در آخر بگویم اگر کوتاهی کنید اولاً ضربه غیرقابل جبران خواهید خورد. ثانیاً خون شهدا را پایمال کرده‌اید.

سخنی با دوستان و خویشان:

ای دوستان عزیز هرچند که من لیاقت دوستی نداشتم و هرچند که حق دوستی را نسبت به همگی ادا نکردم ولی محبت و لطف شما بود که توانستم چند صباحی با شما باشم بالاخره ای دوستانم از شما می‌خواهم که از یاری امام کوتاهی ننمایید و تمام هدف‌تان خدمت به اسلام و خلق الله باشد و سخنان‌تان اگرچه باعث ناراحتی افرادی شود به جز سخن حق نباشد و در زمان جنگ جبهه را خالی نگذارید از نیکی به والدین خود کوتاهی نکنید و هرچند گاه اگر فرصتی برای‌تان پیش آمد بر سر قبرم آمده و روحم را شاد کنید و اگر به قبرم دسترسی نداشتید حتماً هر هفته به گلزار شهدا بروید که باعث می‌شود روحی دوباره بگیرید و دل‌تان نرم‌تر از قبل گردد ضمناً از همگی طلب بخشش دارم و التماس دعا. ای خویشان عزیز در مرگ من ناراحت نباشید که خود دانسته و آگاه راه خود را یافتم و تا آن حدی که برای‌تان امکان دارد برایم گریه نکنید و اگر گریه کردید در انظار نباشد و خواهشاً بعد از شهادتم هیچ‌کس برایم لباس مشکی و سیاه نبوشد زیرا من به آرزوی دیرینه خود رسیده‌ام و در این راه کامیاب گشتم پس فراموش نشود. مسئله دیگر این‌که علاوه بر سخنان گذشته تمام کارهای خود که می‌خواهید انجام دهید خداوند را ناظر اعمال خود ببینید در آخر اگر کوتاهی از بنده دیدید به بزرگی خود ببخشید.

در آخر سخنی با فریب‌خوردگان:

ای کسانی که فریب‌خورده و کارهایی برخلاف دستورات اسلام انجام می‌دهید بدانید تمامی خوشی و لذات دنیوی لحظاتی بیش نیست و به زودی مرگ بر شما غلبه خواهد کرد و از کرده خود پشیمان خواهید شد و آن لحظه دیگر فایده‌ای ندارد پس تا دیر نشده بازگردید و بدانید که خدا شما را می‌پذیرد. خداوند خطاب به شما می‌گوید: لو علم المدبرین هی کیف انتظار بهم و شوقی الی توبتهم لماتوا شوقا الی و لتفرفت اوصالهم. اگر کسانی که به من پشت کرده‌اند اگر بدانند چگونه انتظار آنان را دارم و به بازگشت آنان مشتاقم هر آینه از شوق آمدن به سوی من می‌میرند و بند از بندشان جدا می‌شود. پس ای مخاطبان ننگ‌تان باد گر این سخن را بشنوید و به راه خود ادامه دهید و به راه راست بازنگردید، دیگر عرضی ندارم و از تمامی خویشان، دوستان و همسایگان طلب بخشش می‌نمایم.

خدایا دوستانم یکی پس از دیگری به تو پیوستند. من هنوز در این دنیای فانی به گناهکاری مشغولم. خدایا دیگر تحمل دیدن قبر دوستانم را ندارم. خدایا دیگر تحمل سیاه‌پوش کردن خانه‌ها و مسجدها را ندارم. خدایا، دیگر تحمل دیدن بچه‌های خردسال را بر روی قبر پدرشان ندارم. خدایا، خدایا چه بگویم و دلم را به چه خوش کنم به گناهان خودم یا به خیر این دنیای بی‌وفا. آه خدا، عهدهای قبلم را برای سال آینده تجدید می‌نمایم که ای خدا اگر قرار شد حتی قطره‌ای از خونم ریخته شود خدا، فقط و فقط برای رضای تو باشد و در راه تو ریخته شود. خدایا اگر قرار است مرا از این دنیا ببری مرگ مرا شهادت در راه قرار بده و اگر درد و مصیبتی به من دادی صبر آن را نیز به من عطا فرما. خدایا سال 66 را برای خود سال خودسازی و مبارزه با نفس قرار داده و به احترام چهارده معصوم، چهارده عهد می‌بندم که در سال 66 به اجرا درآورم و در عمل و اجرای آن از تو کمک می‌خواهم.

پس ای مخاطبان ننگتان باد اگر این سخن را بشنوید و به راه خود ادامه دهید و به راه راست باز نگردید.

دیگر عرضی ندارم و از تمامی خویشان، دوستان و همسایگانم طلب بخشش می­نمایم.

والسلام علیکم و رحمه­الله و برکاته

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی تو را به جان مهدی خمینی را نگهدار. آمین

مورخ: 1365/6/15هجری شمسی برابر با اول محرم

سلام مرا به امام و خانوادۀ شهداء برسانید. حسنعلی جعفری

 

  •  حسن علی جعفری نوش آبادی
  •  حسن علی جعفری نوش آبادی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع